عناصر و فضاهای بازار

عناصر و فضاهای بازار

 

عناصر و فضاهای شهری و ارتباطی

 در بنای بازارهای اسلامی با معماری سنتی چند بخش اصلی را می توان از هم تمیز داد:

 الف ) کویها یا گذرگاههای اصلی و فرعی (راسته ها)

ب ) مجتمعهای تجاری دارای انبارها و محلهایی برای سکونت موقت بازرگانان (خان سرا یا کاروانسرا فندق وکاله رباع )

ج ) مجتمعهای تجاری بی امکان سکونت (قیصریه تیمچه بدستان )   د)ميدان  

ه ) دالان یا بند  

و) چهارسو یا چهارسوق یا چارسو                                                              
الف ) راسته یا گذرگاه اصلی و فرعی

 بازار مسیری نسبتا طولانی است که در دو طرف آن دکانها و فروشگاههای به هم پیوسته در یک ردیف رو به سوی گذرگاهها دارند. این گذرگاهها معمولا محور اتصال مرکز شهر به خیابانهای اطراف و جاده های خارج از شهر است . ضمنا در ورودی تأسیسات و سایر بخشهای خصوصی تر تجاری و رفاهی بازار نیز غالبا در طول یکی از همین راسته ها قرار دارد. طول راسته ها متفاوت بوده و به شهادت متون تاریخی گاه به یک یا دو فرسخ می رسیده است اما بخش مسقف و پر جنب و جوش بازارها معمولا بین دویست تا پانصد متر بوده است ـ به استثنای بعضی بازارهای بزرگ مانند بازار اصفهان و تهران . عرض محورهای اصلی راسته ها چهار تا هشت متر و برخی محورهای فرعی 51 متر بوده است . کوچه های تنگ بیشتر محصول قرن سیزدهم هستند و احتمالا قبلا مسکونی بوده و بعدا به بازار پیوسته اند. بنای راسته ها برخلاف خیابانهای تجاری اروپا و هند به استثنای بازارهای جدیدتر مانند قیصریة اصفهان ، بازار نو شیراز ، بازارچه بلند اصفهان ، سوق الحمیدیه  سوق الخجا در دمشق و سوق سرسق بیروت معمولا یک طبقه هستند. در این بازارها روی حجره ها نیم طبقه ای تعبیه شده که از آن به عنوان انبار یا کارگاه یا دفتر استفاده می شود. از خصوصیات مهم راسته ها به عنوان عنصر بنیادی بازار نبودن خانه های مسکونی در میان آنهاست مگر در انتهای راسته که بازار به کوچه های خانه دار معمولی می پیوندد. در موارد استثنایی و ویژه ای مانند قصبة قاهره محور اصلی بازارهای مکه مدینه طایف و صنعا ترکیب تجاری ـ مسکونی هم دیده می شود. در بسیاری از شهرهای خاورمیانه و آفریقای شمالی بخش مرکزی راسته ها سرپوشیده هستند اما در بعضی دیگر مانند بازارهای شهرهای کرانة خزر، یمن ، افغانستان و مراکش راسته ها سقف ثابتی ندارند. در برخی دیگر به تبعیت از شرایط جوی از پوشاندن بازارها گریزی نیست چنانکه در یزد حتی بر کوچه های معمولی نیز تکه تکه سقف بسته اند تا رهگذران از تابش بی امان آفتاب آسوده باشند. ارتفاع سقف بازارها در نواحی سردسیر (بازار تبریز) کمتر است و حدودا به شش متر و در مناطق گرمسیر (بازار قیصریة لار) بیشتر است و حدودا به هجده متر می رسد. بخشهای مهمتر بازار نیز به دلیل اهمیت و اعتباری که دارند با سقفهای گنبدی پوشش یافته اند. بخشهایی دیگر به هنگام مرمت یا بازسازی پوشانده شده اند و برخی از کوچه های حاشیة بازار را نیز به هنگام پیوستن به پیکر بازار طاق بندی کرده اند. شکل سقفها تابع سنت معماری محل و مصالح ساختمانی در دسترس است چنانکه در ایران و عراق بیشتر از خشت و آجر استفاده شده و شکل سقفها به صورت ردیف گنبدهایی بر چهار پایة لچکی یا چند گوشه یا طرح گهواره ای (آهنگ ) یا قوسهای دوپوشه است . نمونه های این گونه سقفها در تبریز، اصفهان ، شیراز و بغداد دیده می شود. . . . . . . . .

 

درج در ادامه مطلب . . . . . .

ادامه نوشته

معماران  های تک

معماران  های تک

1 – رنزو پيانو

همان طور كه جدايي از انسان، جامعه، محيط زيست و تاريخ قابل انتقاد است، افتادن به دام شعارهاي مدعي اين ارزشهاي انساني، محيط زيستي و تاريخي نيز بسيار خطرناك است. عموماً بدترين توليدات با چنين ادعاهايي ساخته مي شوند. سوال اين است كه چگونه مي توان مخاطب عام را در نظر گرفت و عاميانه كار نكرد، انسان را عامل ثابت فرض كرد و دچار جمود نشد، به محيط زيست توجه كرد و بحث معماري را به مقوله صرفاً فني يا ساختمان را به شيئي گم شده در طبيعت تبديل نكرد و نهايتاً تاريخ و هويت بومي را در نظر گرفت و به تقليد از فرمهاي تاريخي و مخدوش كردن شهادت و سنديت آثار تاريخي و نفي هويت زمان حال نپرداخت. براي پاسخگويي به چنين مهمي به استراتژي بزرگي نياز داريم. استراتژي براي يافتن مسيري كه آرمانهاي به ظاهر متضاد معماري را در مقابل يكديگر قرار ندهد و كار را به جايي نرساند كه معمار براي پرهيز از ابتذال، عاميانه و التقاطي گري، از تاريخ و انسان، جامعه و محيط زيست دست بكشد. بحث رسيدن به يك تعادل، كمي از اين كمي از آن، نيست. بلكه هر بار يافتن راهي است كه به اثري ختم شود كه مجموعه كيفيات مورد نظر را بدون مصالحه تامين كند. چنين استراتژي هر بار از نو ابداع مي شود و نمي تواند به سبك و متدولوژي خاصي محدود شود.

پيانو يكي از معماران انگشت شماري است كه از عهده اين كار بر آمده و به همين جهت است كه از بي سبك بودن سبک جديد به وجود آورده است. آنچه آثار وي را پيوند مي دهد سبك و فرآيند توليد فرم نيست. اينها عوامل روبنايي و متغيرهاي معماري اند كه امروزه در بسياري از موارد به اشتباه ثابت فرض مي شوند. ثوابت كارهاي پيانو اصول ازلي معماري از قبيل: توجه به طبيعت (به مثابه محيط طبيعي كه پروژه در آن قرار مي گيرد. الهام از فرمهاي طبيعت، به كارگيري عناصر طبيعي نظير گياهان، آب و نور و استفاده از مصالح طبيعي نظير چوب و سنگ)، توجه به سايت و كشف اصل استقراري نهفته در خصوصيات سايت، مورفولوژي زمين، رابطه انسان با معماري و ... است كه از درون آنها قواعد هر پروژه استخراج مي شود. خلاقيت براي پيانو بدون قواعد معني ندارد و كشف قاعده كاري است كه به ادراك شهودي بسيار قوي نيازمند است. تنها زماني كه قواعد به غلظت كافي برسند ايده پروژه خلق مي شود. تئوريزه كردن شرايط و سعي در درك معني عميق خصوصيات سايت و نيازهاي مختلف پروژه براي رسيدن به قواعد يكي ديگر از پيچهاي خطرناك مسير است كه ممكن است به درشت نمايي ويژگيهاي بي اهميت با توليد تصوير يوتوپيايي از واقعيت بيانجامد. تعبير پيانو در ضمن منطقي بودن اغلب بسيار شاعرانه و درست حدس زده شده و ملموس است و اين كار را گاه در شرايط دشواري انجام داده است. مثالي مي زنم، پروژه فرودگاه كانساي در اوزاكا هنگامي شروع شد كه هنوز جزيره مصنوعي كه فرودگاه روي آن قرار مي گرفت ساخته نشده بود. هر چند كارهاي پيانو همواره از ايده هاي قوي مبتني بر ادراك شهودي نشات مي گيرند، ليكن هيچگاه صرفاً بيان ساختماني ايده آغازين نيستند. در فرآيند طراحي سلسله مراتبي از ارزشهاي معمارانه از سازه كه خلق آن به اندازه ايده  فرمال اهميت دارد، تا جزييات ساختماني، بافت و مصالح زمينه هاي گسترش ابعاد زيبايي شناختي اثر را به وجود مي آورند. . . . . . . . . . . . . .

 

درج در ادامه مطلب . . .  . . . . .

ادامه نوشته

تولد و تحصیل سید هادی میرمیران

تولد و تحصیل سید هادی میرمیران

مهندس سيد هادي ميرميران در سال 1323 در قزوين به دنيا آمد .

در سال 1347  در رشته معماري از دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران با رتبه اول فارغ التحصيل شد .

مير ميران كه به تعبير بعضي ماسل دوشان ايران لقب گرفته است ، از سال 1347 پس از پايان تحصيل در دانشكده هنر هاي زيباي تهران ، فعاليت حرفه ايش را در حوزه معماري آغاز كرد و با تاسيس شركت ملي ذوب آهن ايران  _ اصفهان  ،‌ 10 سال مسئول كارگاه معماري آتليه طراحي معماري و شهرسازي اين شركت شد . پس از انقلاب نيز وزير معماري وقت ، ( مهندس كازروني )  از هادي ميرميران كمك گرفت و طرح جامع مسكن و شهرسازي را به او سپرد .

ميرميران در طول زندگي پرثمرش 36 سال كار حرفه اي داشت .

فعالیت های حرفه ای  میرمیران

 فعاليت هاي حرفه اي او را مي توان به دو دوره تقسيم كرد :

اول : سرپرستي كارگاه معماري واحد طراحي و شهرسازي شركت ملي ذوب آهن   (1347 تا 1357 )  ،  ‌سرپرستي واحد  طراحي شركت خانه سازي ايران و سرپرستي واحد طراحي اداره كل مسكن و شهرسازي استان اصفهان (1358 تا 1367 )

دوم : از سال 1367 تا زمان فوت كه مدير عامل و مدير طراحي شركت مهندسان مشاور نقش جهان _ پارس بود .

ادامه نوشته

شکل بازار

شکل بازار

 

1. بازارخطی (طولی)

 راسته ای است که در جهت طولی رشد کرده است و خانها در دو سوی آن جای دارند، مانند بازار تهران در سال 1267،  سوق بنقوسا در شمال شرقی دروازة شهر حلب ، بازار «میدان » در جنوب دمشق، بازار بابل و بخش بزرگی از بازار قم، شیراز، کاشان، کرمانشاه و بخش شمالی بازار اصفهان . بازار خطی در بیشتر موارد بدون طرح و نقشة قبلی و از برآیند نیروهای اقتصادی در مدتی طولانی پدید آمده است.

 

 

  2. بازار  چند  محوری                                                                                                                                        

 شبکه ای است گسترده از راسته های متوازی یا متقاطع که مجموعه های خانها و سراها را در میان می گیرد مانند بازار تبریز، بخشهای جدیدتر شمال بازار تهران . بازار صنعا و بخشهای مرکزی بازارهای حلب و اصفهان . این گونه بازارها که هم در جهت طولی و هم در جهت عرضی توسعه یافته اند معمولا با برنامه ریزی و طرح قبلی و توسط کارفرمایان سرمایه دار در مجموعة زمینهای شخصی یا دولتی احداث شده اند و گاه بدون برنامة قبلی و تحت ثأثیر شرایط اقتصادی پدید آمده اند. مقایسه نشان می دهد که تحرک و جاذبة این بازارها از سایر انواع بازار بیشتر است . در حلب، دمشق، تهران، اصفهان، شیراز، بصره ،کرمان و کابل بخش مرکزی بازارها بیشتر به صورت چند محوری توسعه پیدا کرده اند. چنین گرایشی در مراکز خرید نوین شهرهای غربی نیز مشهود است . خیابانهای طویل پرمغازه در برابر مجموعه های چند محوری جذابیت خود را روزبروز بیشتر از دست می دهند.

 
 
3. بازار مرکزی خرده فروشی با خانهای پیرامونی (منظومه ای )  

 

 

مجموعة بزرگی از راسته ها و دالانهای سرپوشیده است که بی فاصله در مجاورت یکدیگر قرار گرفته اند و خانها به شکل کمربندی آنها را احاطه کرده اند. نمونة عالی و طراز اول این نوع بازار قدیم استانبول است که در آن خانهای کم اهمیتی به دور بازار خرده فروشی مرکزی جمع شده اند. بزرگترین و شاید قدیمی ترین آن در محوطه ای میان بازار مرکزی و شاخ زرین واقع شده است . نمونه های دیگر آن مجموعة نوین بازار خرده فروشی در محوطة ورودی اصلی بازار تهران است که از چند طرف با خان احاطه شده است و نیز بازار رشت و قزوین و تاشقرغان و سلا و فاس و مراکش . ترتیب تشکیل این بازارها امروز به طور دقیق معلوم نیست و بسادگی نمی توان نشان داد که ابتدا راستة خرده فروشی وجود داشته است و در محیط آن خانها پدید آمده اند یا بالعکس در نتیجه یک مجموعة سه بخشی پدید آمده است : الف . دالانهای مرکزی ب . راسته های خرده فروشی و صنایع دستی ج . خانها. در بخش پیرامونی در استانبول قسمت مرکزی از دو بدستان در فاس از قیصریه ها و در تاشقرغان از تیمچه ها تشکیل شده است . هر یک از مجموعه های بزرگ و بلند بازار شهرهای مهم تجارتی ممکن است ترکیبی از سه گونة یاد شده باشد. البته قسمت مرکزی بازارها را باید از نوع «بازار چندمحوری » و «بازار مرکزی » و کوچه های اتصال به محوطة مرکزی را از نوع «بازار خطی » محسوب کرد. این ترتیب مثلا برای بازارهای تبریز ، حلب ، اصفهان ، تهران ، تونس ، استانبول ، فاس مراکش و تا حدودی صنعا ارومیه همدان قیروان و سلا صدق می کند. . . . . . . . .

 

درج در ادامه مطلب . . . . . .

ادامه نوشته

بررسی حرکت در معماری

بررسی حرکت در معماری

 

حرکت سیال ذهن

حرکت نسبت به فرم

فرم های پویا :

پویایی کلیت یک اثر نشانه پویایی اجزای آن ومتاثراز تناسب وشکل آن است. همان گونه که یک تصور کلی موجب پویایی آن کلیت و متشکل بودن اجزاء آن می گردد ، این اجزاء نیز در درون خود از سازمان و روشهای مشابهی پیروی می کنند ، به ترتیبی که تصور داخلی آن ها موجب ماندگاری زیر مجموعه های بعدی می گردد بطور کلی در هر اثر یک تحرک قوی یا ضعیف وجود دارد هر چقدر ساختمان متقارن و دارای تناسبات متعارف باشد پویایی را کمتر القاء می کند تا ساختمانی که عناصر آن متضاد و دارای پیچیدگی باشند .

دفرمه شدن :

 deformation در دوره رنسانس به وجود آمد. در این دوره هنرمندانی وجود داشته اند که نمی توانستند در تمامی زمینه ها به نتیجه برسند. در قرن 19 دیدگاه جدید ناتمامی و نرسیدن به کمال دست مایه هنرمندان شد در کار فوتوریست ما حرکت باعث دفورمیشن شد و اشیاء را در حال حرکت به تصویر کشید که ساختار آن نسبت به ساختار ایستا دفرمه بود.  دفرمیشن از طریق ایجاد تضاد ، تنوع و ابهام باعث ایجاد حرکت می شود که تضاد تنوع و ابهام در عوامل مادی و غیر مادی ایجاد می شود(عوامل مادی مانند مصالح، مقیاس، فرم و....وعوامل غیر مادی مانند نور، سایه و...). در دوران صفوی در میدان نقش جهان اصفهان نیز نمونه دفرمه شدن در کاخ عالی قاپو وجود دارد که نسبت به جداره ی میدان بیرون آمده و مسجد  شیخ لطف ا... نسبت به جدار ه ی میدان عقب نشینی دارد. و نحوه حرکت انسان ها را در میدان تغییر داده و مسجد شیخ لطف ا... ایجاد کشش می کند . راه حل های بسیار زیبایی که در مساجد شیخ لطف ا... و مسجد امام ( شاه ) اصفهان به صورت یک الگو درآمده ، قابل تأمل است . . . . . . . . . .

 

درج در ادمه مطلب . . . . . .

ادامه نوشته

احترام به طبیعت درمعماری گذشته

احترام به طبیعت درمعماری گذشته

دوره ساسانی

بسياري بر اين باورند كه معماري و هنر ساساني مبناي شكل گيري هنر و معماري اسلامي بوده و عنصر پيوند دهندة اين دو دوره مهم در تاريخ هنر ايران و نيز دوره هاي پيشين توجه به طبيعت است. علاوه بر نقش مايه هاي گياهي از قبيل برگ كنترو گل نيلوفر در تزيينات، معماري ساساني در كليات از الگوهايي همچون «ايوان مشرف به آب و باغ» و «ايجاد ديد به بيكرانگي از طريق احداث بنابر روي صفحه» پيروي مي كند.

  سلسله ساساني از پادشاهي اردشير اول شروع شد و با ظهور اسلام و شكست يزدگرد سوم پايان گرفت. شهرها، قلعه ها، كاخ ها، معابد، پل ها و بسياري ديگر از يادمان هاي باقي مانده از اين دوره همه از عظمت كار و فن معماري معماران و طبيعت دوستي در دوره ساساني، به منزله مكتبي ارجمند براي ايران بعد از اسلام سخن مي گويند. در حالي كه در اروپا و در قرون اوليه مسيحيت، از پرداختن به طبيعت به عنوان مأمن شياطين پرهيز مي شد. كاخ هاي ساسانيان نيز از عناصر معماري اشكاني چون حياط داخلي، ايوان، قوس و طاق گهواره اي بهره برده اند. ايرانيان نخستين بار مسايل مربوط به ساختمان گنبد برپايه چهارگوش را به مدد عنصر سه كنج حل كردند (كاخ فيروز آباد). نظام طاق بندي متقاطع بر قوس هاي بستر نيز چند قرن پيش از آن كه در معماري كليساهاي قرون وسطي متداول شود در ايران بوجود آمد (ايوان كرخه در نزديكي شوش). تاثير هنرمندان ومعماران روم شرقي بر آثار ساساني هرگز به مفهوم جدايي ياد آوري اين آثار از عناصر طبيعي ايراني نيست. هر هنر يك زبان است و هنر ساساني زباني با دستور يوناني ولي با لعاب و تلفظ ايراني است. . . . . .

 

درج در ادامه مطلب . . . . .

ادامه نوشته

4یادداشت درباره معماری اخیر

4یادداشت درباره معماری اخیر

 

1-لامکانی(DISLOCATION)

چنین به نظر می رسد که معماری آیز نمن در سالهای اخیر ،بر موقعیت بعدی اش  پای می فشار د ، آن هم نه در معنی ساده ی جابجایی مولفه ی زبان روزمره با عملکرد جدید و متفاوت آن، بلکه در مفهومی عالیتر به معنی جابجا شدن، آگاهی بر از دست دادن وطن، وطن به آن معنی که در آنجا معمار بتواند کاملا طبیعی و ارگانیک رشد کند و تکامل یابد.

این معماری اعم از آن که در شهرها ساخته شود یا در محیطهای دانشگاهی و یا در توابع و حومه های شهری، در آنچه که خلق می کند ریشه ندارد. به عبارتی دیگر نه تنها از تداوم «منطق درونی» ـ با تمام براهین و مظامین قومی تاریخی که ظاهرا باید نقطه عزیمتشان از توپوگرافی و خاطره ها کشف شود ـ ناشی نمی شود، بلکه بر عکس، نخستین وظیفه عبارت است از دریافت و شناخت این غریبگی و غیبت مناسبات سمپاتیک بین معماری و مکانی که این معماری در آن ساخته می شود. با این حال ، هیچ چیز مالیخولیایی درباره دریافت و شناخت فاصله ای که جبرا مکان و طرح را از هم جدا می کند، وجود ندارد. در مورد آیز نمن که با لامکانی رو در روست، مسئله فرق می کند. . . . . .

 

درج در ادامه مطلب  . . . . . . .

ادامه نوشته

مقدمه ای بر معماري معاصر ايران

مقدمه ای بر معماري معاصر ايران

آغاز معماري معاصر ايران مربوط به سالهاي  1300  تا 1320 مي باشد . و از آثار شاخص اين دوره مي توان به ساختمان موزه ايران باستان اثر سيرو و گدار اشاره كرد .

 

 

 

دوره دوم مربوط به سالهاي 1320  تا 1340  مي باشد . كه از آثار اين دوره مي توان آرامگاه ابن سينا كار هوشنگ سيحون را نام برد .

 دوره سوم كه از پايان دهه  40  آغاز مي شود و در سالهاي آغازين انقلاب به پايان مي رسد  . و شامل آثاري چون مركز مطالعات مديريت كار نادر اردلان و موزه هنرهاي معاصر اثر كامران ديبا است .

دوره چهارم ، بعد از انقلاب اسلامي ايران به وجود مي آيد . و شروع به شكل گيري مي كند . و تا زمان حاضر ادامه دارد . كه آثار اين دوره شامل : موزه ملي آب ، كار سيد هادي ميرميران -  كتابخانه ملي ، اثر كامران صفا منش  و ساختمان فرهنگستان هاي جمهوري اسلامي ايران معماري هاي اين دوره مي باشند. . . . .

 

درج در ادامه مطلب . . . .

ادامه نوشته

مقدمه ای بر نئوکلاسیک  

مقدمه ای بر نئوکلاسیک 

 

فلسفه و تمدن یونان و روم باستان شالوده فکری و اجتماعی تمدن مغرب زمین را تشکیل می دهد و طی دو هزار سال گذشته همواره فلسفه کلاسیک در بینش ذهنی و کالبد فیزیکی تمدن غرب مشهود بوده است. پس ابتدا باید گذری هرچند کوتاه بر کلاسیسیسم داشته باشیم.

واژه کلاسیسیسم (کلاسیک گرایی) در دایرة المعارف هنر چنین تعریف شده است :

اصطلاحی در تاریخ هنر و نقد هنری که به کوشش برای احیای خصلت آرمانی در هنر – و به خصوص پیروی از اصول هنر کلاسیک باستان – اشاره دارد . بنابراین ، عدول از بازنمایی واقعیت موجود و رعایت قواعد کلاسیکی هماهنگی و تناسب در هر نوع کلاسیک گرایی ملاحظه می شود .

رنسانس نهضتی هنری ، ادبی و فلسفی بود که نقطه عطفی در تمدن غرب محسوب می شود ، زیرا با وقوع آن باورهای ذهنی قرون وسطی و جهان سنت مورد شک و تردید قرار می گیرد.

اهمیت نهضت باززایی نه فقط به دلیل یافتن ارزش های نهفته در فرهنگ های باستانی بلکه به لحاظ به کار بستن اصول سه گانه زیر است: . . . . . .

 

درج در ادامه مطلب . . . . .

ادامه نوشته

معماری معنوی

معماری معنوی

1 - فاصله تا خیال

به گفته یورگ گروتر: «هر بنایی به عنوان جزیی از فرهنگ معماری این وظیفه را دارد که یک اندیشه ذهنی را از طریق فرم ظاهری خود عینیت ببخشد و به این ترتیب نمودی خواهد بود برای سنجش این فرهنگ»

آنچه که ارتباط میان انسان و فضای زیستش (نمودی از فرهنگ) را محقق می سازد، ادراک است و در این میان زبان تصویر به عنوان قدرتمند ترین ابزارهای ارتباطی ادراک را تحت الشعاع خود قرار می دهند. زبان تصویر (visual language) در بهترین، گویاترین و عمومی ترین حالت توانایی بسیار بیشتری برای انتقال بعضی از اطلاعات به ویژه عواطف، احساسات و بسیاری از مفاهیم دارد و بر خلاف زبان شنیداری یا نوشتاری می تواند به یک یا چند فرهنگ خاص محدود نشود و در گستره بسیار وسیع تر از یک سرزمین یا کشور مورد بهره برداری قرار گیرد. هنر مقدس و هنرهای تصویری (visual arts) از این جنبه بسیار اهمیت دارند و دامنه کاربرد آنها چه در گستره مکانی و چه در گستره زمانی و تاریخی می تواند بیش از سایر هنرها امتداد یابد. هنر معماری را می توان کاربردی ترین هنر تصویری دانست که همه انسانها و جوامع انسانی به صورت بسیار وسیع تر و گسترده تر از سایر هنرها با آن سر و کار دارند و در این میان هنر مقدس و معماری معنوی یکی از نافذ ترین و تاثیرگزارترین وجوه هنری است که اثرات خود را فراتر از فرهنگ، نژاد و مذهب بر ادراک انسان میگذارد. . . . . . .

 

درج در ادامه مطلب . . . . . . .

ادامه نوشته

تاثیر خاک در معماری ۲

تاثیر خاک در معماری ۲

خشت:

 

 سنت و تكنولوژي در نگرش سنتي خشت تنها يك مصالح ساختماني محسوب نمي‌شد. بلكه «از طريق» آن خاك و زمين در معماري نقشي پيدا مي‌كرد. توجه به خشت و به طور كلي معماري خشتي در حال حاضر چه به صورت مطالعه آثار گذشتگان و چه به صورت فعاليت‌هاي اجرايي در قالب تحقيقات آزمايشگاهي و ساخت و ساز، تمايلي را به آنچه در جهان گذشته وجود داشته است، نشان مي‌دهد. اما با وجود حقيقتي كه در اين توجه وجود دارد اين سوالات را پيش روي قرار مي‌دهد كه: آيا خشت مي‌تواند فاصله بين جهان گذشته و حال را پر كند؟ وجود بناها و شهرهاي سنتي متعدد خشتي در جهان و لزوم حفاظت و مرمت آنها و همچنين نگرش‌هاي نويني كه به مصالحي مانند گل و خشت كه در بعد فني، ساختماني و محيطي به وجود آمده، دو جهان متفاوت را در مقابل يكديگر مي‌نشاند، جهان سنت و جهان تكنولوژي. تكنولوژي و خشت، شايد به جرات بتوان گفت كه در ميان فيلسوفان انگشت‌شماري كه تاكنون مساله تكنولوژي را جدي گرفته‌اند، مارتين هايدگر بي‌شك در زمره پيشگامان به شمار مي‌آيد. او در «پرسش از تكنولوژي»، بيان متفاوتي از آنچه به صورت متعارف از اين واژه برداشت مي‌شود، دارد و توانسته است تا با تعمق به اين موضوع بپردازد. وي در بيان تفاوت‌ تكنولوژي جديد با آنچه در گذشته وجود داشته است، مقايسه مزرعه كشاورزي در گذشته و حال را مطرح مي‌كند كه توجه به آن مي‌تواند به خوبي تفاوت ديدگاه را در مواجهه با خشت نيز نشان دهد. «مزرعه‌اي كه قبلا كشاورز آن را كشت مي‌كرد و به نظم درمي‌آورد اكنون به گونه ديگري ظهور مي‌كند، چون قبلا كشت كردن و به نظم درآوردن هنوز به معناي مراقبت كردن و نگهداري بود. كشاورز با كار خود زمين زراعي را مورد تعرض قرار نمي‌داد. هنگام بذرپاشي، كشاورز بذر را به دست قواي ناميه (طبيعت) مي‌سپرد و بر رشد آن نظارت مي‌كرد. اما اكنون حتي كشت زمين زراعي هم گرفتار مفهوم كاملا ديگري از به نظم درآوردن شده است: به نظم درآوردن به مفهوم با طبيعت درافتادن. درافتادني كه خود به معناي تعرض به طبيعت است. كشاورزي اكنون چيزي جز صنعت ماشيني فرآورده‌هاي غذايي نيست. اكنون هوا مورد تعرض قرار مي‌گيرد تا نيتروژن خود را عرضه كند، زمين مورد تعرض قرار مي‌گيرد تا مواد معدني خود را عرضه كند.» جهان از ديدگاه تكنولوژيك فقط نوع خاصي از امكانات تمدني است، يا آنكه تحولي تاريخي در نحوه نگرش به طبيعت است. هايدگر استدلال مي‌كند كه چنين دركي از جهان شرط امكان اشتغال ما به آن نوع تكنولوژي‌هايي است كه امروزه در واقع ابداع مي‌كنيم. بنابراين، حقيقت امر فقط اين نيست كه اكنون مي‌توان به زمين به عنوان يك منبع نگريست، بلكه، افزون‌ بر اين، آنچه قبلا به عنوان سلطه طبيعت بر انسان به شمار مي‌آمد معكوس مي‌شود و اكنون اين انسان است كه از طريق تكنولوژي بر طبيعت سلطه مي‌يابد . . . . .

 

درج در باقی مطلب . . . . . .

ادامه نوشته

تاثیر خاک در معماری ۱

تاثیر خاک در معماری ۱

 

از ديد کلي رسها به همراه کلوئيدها ، فعالترين بخش خاک محسوب مي شوند و اکثر آنها داراي ساختمان بلوري هستند. قبل از مطالعه کانيها توسط اشعه ايکس تصور مي‌شد که کانيهاي رسي ذرات کوچک و ريز کانيهاي اوليه نظير ذرات کوارتز ، فلدسپار و ميکاها باشند، در حالي که در حال حاضر کانيهاي رسي ، ترکيب شناخته شده‌اي دارند که شبيه اين کانيها نيست و تنها کاني ميکا به آنها شبيه است. کانيهاي رسي ، اغلب کانيهاي جديد يا حاصل انحلال کانيهاي اوليه يا کانيهاي ثانويه هستند. تاثير آب و هوا بر خاک رس خاکها در مناطق گرم و شرايط آب و هوايي مرطوب جايي که زهکشي مناسبي ندارد، داراي ميزان بالايي از کانيهاي اوليه حل شده مي‌باشند که به کانيهاي رسي تبديل شده‌اند. خاکهاي موجود در مناطق گرم و مرطوب ، ميزان بالايي از رس حتي در اعماق 5 تا 20 متري دارند. در حالت زهکشي مناسب ، کانيهاي رسي از درون سيستم خاک خارج مي‌شوند. بعضي کانيهاي رسي در اثر تجزيه و دگرساني کانيهاي اوليه نظير ميکاها تشکيل مي‌شوند. منشا تشکيل دهنده رسها رسهاي درجا که در حين تشکيل خاک شکل مي‌گيرند. رسهاي تغيير مکان يافته که در اثر فرسايش بيشتر حرکت کرده و مجددا در محل جديد نهشته مي‌شوند. رسهاي تبديل شده که از رسهاي به شدت هوازده و فرسايش يافته تجمع کرده و در رسوبات و خاکها رسوب گذاري مي‌کنند. رسهاي تشکيل شده جديد که در اثر تبلور مجدد رسهاي موجود در محلولها ، در خاک در حال تشکيل شکل مي‌گيرند.

منشا کانيهاي رسي در رسوبات يا سنگهاي رسوبي

 رسهاي موروثي يا وراثتي :

 اين رسها از انواع آواري هستند.

 رسهاي تازه تشکيل شده (Neoformation) :

 اين رسها به صورت برجا و در اثر ته‌نشيني مستقيم از محلول يا از مواد سيليکاته آمورف و يا حاصل جانشيني هستند.

 رسهاي تبديلي (Transformation) :

 رسهاي موروثي از طريق تبادل يوني يا تغيير منظم کاتيونها ، به رسهاي تبديلي ، تبديل مي‌شوند.

فرايندهاي تشکيل دهنده انواع رسها محيط هوازدگي و تشکيل خاک :

 اصلي‌ترين محيط تشکيل رسها مخصوصا رسهاي موروثي يا وراثتي است.

محيط رسوبگذاري : رسها از آب حوضه يا آبهاي حفره‌اي ته‌نشين مي‌شوند (مخصوصا رسهاي تازه تشکيل شده).

 دياژنز و دگرگوني درجه پايين :

 در طول اين فرآيند انواعي از رسها (مخصوصا رسهاي تبديلي)حاصل مي‌گردند.

 ملات :

آژند در تعريف عامه همان ملات است. ماده اي است خميري شکل که ميان قطعات مصالح بنائي را پر ميکند و نقش پيوند دهنده نيز دارد. آژند متشکل از چند ماده ساختماني است وانواع گوناگون دارد. نکته مهم در کاربرد ملات آن است که بايد با مصالح هم خواني داشته باشد. مثلاًدر بنائي با خشت خام ملات بايد فقط گل يا مشابه آن باشد ، اگر ملات سست تر از مصالح باشد به مرور از بين مي رود و اگر ملات سفت تر باشد مصالح از بين ميروند . ملات ها با توجه به همگني و سازگاريشان با مصالح به ترتيب زير دسته بندي مي شوند . . . . . . . .

 

درج در باقی مطلب . . . . . . .

ادامه نوشته

چگونگي شکل گيري معماري صنعتي

چگونگي شکل گيري معماري صنعتي

هنر و نسبت آن با تكنولوژي

در عصر حاضر انواع گوناگون فراآوردن وتوليد از يكديگر جدا ميشوند و دوتايي هنر و فن پديدار ميگردد. در شرايطي كه دانش به‌مثابه قدرت، خود را چون نوع ويژه‌اي از اراده بر تمامي تفكر بشر چيره مي‌سازد، تفكر «ابزار محور» جاي تفكر «حيات محور» را مي‌گيرد و بدين نحو ، موجوديت انسان به عنوان «ابزار ساز» تا «انديشه ساز»  بر كل داستان بشريت تسري مي‌يابد.

حقيقت هنر و تكنولوژي در عصر را  هاديگر با روشن كردن دقت تكنولوژي مدرن در استعاره گشتل نشان داد كه اين خطري است كه عصر ما را در بر گرفته است او مي‌نويسد.

بزرگتر‌ين خطر آن است كه تقدير در قالب گشتل دائم شود. اين خطر خود را از دو نظربر ما آشكار مي‌كند: مجردي كه امري نامستور ، ديگر حتي به عنوان شيء هم بشر مطرح نباشد ، بلكه منحصراً همچون منبع ثابتي مي‌شود و نيز در دورن اين بي‌شيئي چيزي جز ناظم ثابت نباشد ، آدمي به پرتگاه مي‌رسد؛ يعني در آستانه كه خود او هم بايد فقط به عنوان تبع ثابت تلقي شود.

به اين ترتيب اين توهم شكل ميگيرد كه هر اثر پيش روي خود مي‌بايد فقط به اين اعتبار وجود كه ساخته اوست [... خطر دوم آن است كه ] گشتل كافي را استتار كند كه به منزل پوئسيس امكان مي‌دهد تا حضور يابنده به ظهور درآيد؛ يعني تخنه[...] به اين ترتيب گتشل نه تنها فرآوردن را استتار مي‌كند ، بلكه خود انكشاف من حيث انكشاف را هم استتار مي‌كند و همراه با آن قلرويي راكه در آن ، عدم استتتا ر، يعني حقيقت به وقوع مي‌پيوندد [...] بنابراين آنجا كه گشتل حاكم است خطر به مفهوم دقيق خود وجود دارد اما هر جاخطرهست ، نيرويي منجي نيز مي‌بالد. . . . .

 

درج در ادامه مطلب . . . . . .

ادامه نوشته

حـرکـت

حـرکـت

 

حرکت : به معنای تغییرها و جابجایی در مکان و در زمان است . حرکت به مفهوم رشد و تغییر ، با سرشت حیات و زندگی در ارتباط است .

1 - انواع حرکت

الف) حرکت حقیقی :

این نوع حرکت در طبیعت و موجودات زنده کاملاً دیده می شود و در برخی هنرها مانند تئاتر  نیز وجود دارد و در آن عنصر متحرک در طول زمان تغییر و یا جابجا می شود. در فیزیک کلاسیک یا تزئینی کل جهان برابر است از مجموع اجزاء جهان و اگر اطلاعات دقیقی از اجزاء جهان داشته باشیم می توانیم کل جهان را درک کنیم ولی در فیزیک مدرن اینطور نیست و در جهان رابطه نسبیت برقرار است یعنی جهان را شبکه ای درهم تنیده تصور می کند که دایم در حرکت است دنیایی که در آن در هر صورت  قوانین نیوتنی از جهت های مختلف به مبارزه طلبیده می شوند و این به خاطر غیر خطی بودن جهان است .

ب) حرکت مجازی :

این نوع حرکت در اکثر هنرهای تجسمی بکار می رود و در آن عنصر متحرکت عملاً  ثابت ، اما بر اثر احساس ذهنی نیروهای بصری یا خطای باصره ( دید ) پویا و متغیر به نظر می رسد . فکر انسان عبارتست از دو حرکت و آن این که اول حرکت ذهن بسوی مبادی و مقدمات معلوم و سپس حرکت از آن بادی معلوم به سوی کشف مقصود. پس فکر انسان جنبش است و نه سکون و این دو حرکت فرآیند نوآوری و نواندیشی است که از مطالب پراکنده در ذهن و محیط منتج به نظمی منطقی و مطلوب می گردد . . . . . .

 

درج در ادامه مطلب . . . . .

ادامه نوشته

نخستين دوره پل سازي در ايران

نخستين دوره پل سازي در ايران

 

 

 

 

 

  بدان سان كه در ايران باستان ،  راه و راه سازي  در برقراري  ارتباط ميان  شهرها براي تسهيل در امور تجاري و نظامي ، به شكوفايي رسيد ، ‌پل سازي  نيز رو به كمال گذارد .

راه هايي مانند را ه شاهي  و راه تجاري  - فرهنگي ابريشم  شمال، جنوب، شرق و غرب  ايران را به هم پيوند دادند و در ميان  اين راه ها ، پل  سازي چندان اهميت يافت كه نمونه هاي بسياري  از پل هاي ايران در دوران باستان  گواهي  بر اين مدعاست . اين پل ها خود پايه و اساس پل سازي در دوره هاي بعد بود كه به ويژه در دوره ساسانيان  به اوج  شكوهمندي  رسيدند.

1 - پل سازي در دوره هخامنشيان

اگر چه اثري از ساختمان  سالم پلي  مربوط به دوران پيش از هخامنشيان تاكنون  پيدا نشده  است ، اما از پروژه هاي باستان  شناسان بر مي آيد  كه در دو منطقه  پل هايي  پيش از اين دوره وجود داشته  است. الواح به دست آمده از شوش  مربوط  به تمدن عيلام، الواح بابل  مربوط  به تمدن هاي  بين النهرين  و نشانه هايي از دوره مادها گواه ازآن دارد  كه بر رودخانه هاي  كرخه( عيلام)، دجله و فرات( تمدن هاي بين النهرين) و رودخانه هاي كوه زاگرس  ( سرزمين ماد)، پل  هايي بنا  نهاده شده بود. اما در اين ميان، پل بابل  روي فرات، كه در متون  كهن از آن توصيف شده است، بنا بر قراين علمي  با طول زياد 9 متر عرض  داشته و  از الوار چوب بر پايه سنگي استوار بوده است . اين پل  به احتمال در زمان نبوپلسر (625-605 ق.م) يا نبوكدنصر(604-562 ق.م) بنا شده است . اما برخي  پژوهشگران قديم ترين آثار بر جاي مانده از پل را بر رود اورلرتوها مي دانند  كه در قرن هشتم پيش از ميلاد  تخريب شده است . در سال هاي اخير، در  محل  درودزن، بر رودخانه كر( كوروش) فارس  سدي  كه كار پل را انجام مي داده ، پيدا شده است  كه آن را به عهد  هخامنشيان  و به احتمال قوي  به زمان كورش كبير نسبت مي دهند. گذشته از شواهد تاريخي  به نظر مي رسد كه هخامنشيان  با تمدن عالي و معماري  پيشرفته اي كه داشته اند  از ساختن پل و قنطره عاجز نبوده اند. . . . . .

 

درج در ادامه مطلب . . . . . .

ادامه نوشته

کاربرد روانی رنگ در محیط های مسکونی

کاربرد روانی رنگ در محیط های مسکونی

رنگ و نور در قالب بخشهای اساسی از حیات ما بر روی کره خاکی مطرح بوده اند ، یکی از نخستین آثار ثبت شده از نیروهای جادویی رنگها را می توان در غارهای لاسکاکس و آلتی ما را مشاهده کرد. بر دیواره این دو تا غار ، رگه های درخشانی از بلورهای کربنات آهک ، رنگ سفیدی برای نقاشان پیش از تاریخ فراهم آورده بود که می توانستند به کمک آن سایه های محو و عمق میدان های جالب توجهی را خلق کند .

 

1 - روانشناسی رنگها ونمادها ونمودهای رنگی

رنگها نیروها وانرژی درخشنده ای هستند که چه آگاه و چه نا خود آگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت . هنرمندانی که شیشه های رنگین خلق می کنند از رنگ برای خلق چنان محیطی معنوی و اسرار آمیز استفاده می کردندکه اندیشه های پرسش کنندگان را بردوش شاهین معنویت به پرواز در آورند.

روانشناسی به مباحث اثر تشعشعات رنگی روی مغز و روح ما علاقه مند است. سمبولیسم رنگ، و درک ذهنی و قوه تشخیص رنگها از مسائل مهم روانشناسی به شمار می رود ، تاثیر روانی رنگ آنچه گونه آن را ارزش های اخلاقی- زیبا شناختی رنگ می نامند نیز در حوزه بررسی روانشناسی قرار می گیرد . بالاخره هنرمند به اثرات رنگ از نظر زیبا شناختی توجه زیاد دارد و بدین سان به اطلاعات فیزیولوژیکی و روانشناسی هر دو نیازمند است. کشف روابط بین عوامل رنگ و اثرات آن در انسان که رابطه آنها چشم و مغز است، ازمسائل مهم و قابل توجه هر هنرمند است . پدیده های بعدی، معنوی و روانی در حیطه رنگ و هنرهای رنگ روابط مشترک زیادی دارند زیبا شناختی رنگ را از سه حوزه زیر می توان بررسی کرد: امپرسون (بصری)- اکسپرسیون (حسی) کنتروکسیون (سمبولیک)

چشم اطلاعات نوری را دریافت کرده و به شکل دسته تاثرهای عصبی، با گذر از مراحل متعدد، به قشر مغز می فرستد. در مغز «ترجمه» این اطلاعات رسیده، از جهان بیرونی مادی، به صورت ادراک بینایی از جهان چند بعدی و رنگی انجام می گیرد. این آفرینش روانی از جهان بیرونی ما، گونه ای است از جهان مثالی که در درون خود ما به وجود می آید. . . . . . .

 

درج در باقی مطلب . . . . . . .

ادامه نوشته

فیلیپ جانسون؛ معمار سبک­ها

فیلیپ جانسون؛ معمار سبک­ها

 

 

فیلیپ جانسون (Philip Johnson)، معمار، مورخ معماری، موزه­دار، گردآورنده آثار هنری و یکی از شخصیت­های برجسته معماری و طراحی قرن بیستم، 25 ژانویه، در سن 98 سالگی در خانه معروف شیشه­ای خویش، در New Canaan ، Connecticut درگذشت.

فیلیپ جانسون، معمار نوآوری که آسمان­خراش­های شیشه­ای را رواج داد و بعدها با طرح­های جسورانه و نوستالژیک پست­مدرن قالبهای پیشین خویش را در هم شکست، طی 50 سال، یکی از تأثیرگذارترین چهره­های معماری و طراحی آمریکا بوده است، بطوری­که بسیاری از ساختمان­های آمریکا در نیمه دوم قرن بیستم بر اساس اصول معماری بنیان نهاده شده توسط او، ساخته شده­اند.

فیلیپ جانسون در 8 جولای 1906 در Cleveland اوهایو به دنیا آمد. او در سال 1930 موفق به دریافت مدرک B.A. فلسفه (و یا تاریخ معماری، به روایت برخی منابع) از دانشگاه هاروارد گردید. او پس از فارغ­التحصیلی، دپارتمان معماری موزه هنر مدرن (MOMA) نیویورک را برای نخستین بار در سطح موزه­های ایالات متحده، به منظور مطالعه و کنکاش در معماری (به عنوان یک هنر)، تأسیس نمود و مدیریت آن را طی دو دوره بر عهده گرفت: یک بار بین سال­های 1930 و 1936 و بار دیگر بین سال­های 1946 تا 1954.

در سال 1932، فیلیپ جانسون با همکاری هنری راسل هیچکاک (Henry-Russell Hitchcock)، مورخ معماری، نمایشگاه برجسته و تأثیرگذاری با عنوان سبک بین­المللی (The International Style) در MOMA ترتیب داد که به واسطه آن عده زیادی از بازدیدکنندگان آمریکایی با معماری مدرن اروپا و مدرنیست­های اروپایی از قبیل میس ون­دررو، والتر گروپیوس و لوکوربوزیه آشنا شدند. همچنین جانسون و هیچکاک اصول معماری مدرن را در کتابی بنام سبک بین­المللی: معماری بعد از سال 1922 (The International Style: Architecture since 1922) گردآوری و تدوین نمودند که این کتاب ضمن آشنا ساختن معماران آمریکایی با یک گرایش و راهکار انقلابی در طراحی، موجب شکل­گیری جنبش و سبکی با همین نام در معماری معاصر جهان شد. سبک بین­المللی که مشخصه آن کاربرد مصالح مدرن از قبیل شیشه و فولاد و تأکید بر کارکرد و سازه، بجای توجه به دکوراسیون و تزیینات، است، علاوه بر اینکه معماری آمریکا را به شدت تحت تأثیر قرار داد، تا 50 سال بعد، بر معماری جهان نیز حکم­فرما بود. جانسون در دهه 1930، علاوه بر این اقدامات، از ثروت شخصی­اش نیز برای پشتیبانی و ایجاد انگیزه در بسیاری از معماران مدرن که برجسته­ترین آنها میس ون­دررو بود، بهره گرفت. . . . . . . . .

 

درج در باقی مطلب . . . . . .

ادامه نوشته

بیو گرافی پيتر آيزنمن

بیو گرافی پيتر آيزنمن

 

پيتر آيزنمن در ۱۱ اگوست سال ۱۹۳۲ در نيوارك، ايالت نيوجرسي به دنيا آمد. او مدرك ليسانس معماري خود را از دانشگاه كرنل، مدرك فوق ليسانس خود را از دانشگاه كلمبيا و دكتراي خود را از دانشگاه كمبريج دريافت كرد. به وي يك دكتراي افتخاري هنرهاي زيبا از طرف دانشگاه ايلينويز شيكاگو اهدا شد.

در سال ۱۹۸۰ پس از سالها تدريس و نوشتن كتاب و نوشتن تئوري هاي قابل قبول ،كار حرفه اي خود را در زمينه ي طراحي و ساختن آغاز كرد كه شامل خانه هايي با مقياس بزرگ و پروژه هاي شهري و نيز فعاليتهايي در زمينه ي آموزش دانشگاهي و يك سري خانه هاي شخصي بود.

در سال ۱۹۸۵، آقاي آيزنمن جايزه ي شير سنگي را براي پروژه ي رومئوژوليت خود در سومين بينال معماري در ونيز دريافت كرد. در بينال پنجم هم او يكي از دو معماري بود كه به عنوان نماينده ي ايالات متحده شركت داشت و پروژه هاي ارائه شده توسط ايشان در موزه ها و گالري هاي سر تاسر دنيا نمايش داده شد. در ضمن تا سال ۱۹۸۲ به عنوان بنيانگذار و مدير انستيتو معماري و شهرسازي بوده و به عنوان منبع تفكر و انديشه براي نقد معماري به شمار مي آمد.آيزنمن تعداد زيادي جايزه دريافت كرد: بورس تحصيلي گوين هايم (۱۹۷۶)، جايزه ي برانئر از آكادمي هنر و ادبيات و جايزه ي بين المللي براي هنر، جايزه ي افتخاري از انستيتو معماري آمريكا به خاطر مركزي در اهايو (۱۹۸۹)، جايزه ي بين المللي براي طراحي شركت مركزي كوزميئي سانگيو در توكيوي ژاپن (۱۹۹۱).

نیچه، نوام چومسکی و دریدا فیلسوف فرانسوی بیشتر نظریه های او را شکل داده اند.

او به تدریس در هاروارد، پریستون، کمبریج، یل واهیو مشغول بوده است.هم اکنون پروفسور مشاور در اتحادیه ی کوپر در نیویرک و همچنین مشاور پرفسورهای پریستون می باشد.

1-1- نگاهي به معماري معاصر آمريكا:

با سپري شدن قرن بيستم و كليه نظريه پردازي‌هاي صورت گرفته، امروزه شايد بتوان روشن‌تر اوضاع سير تحول رشته معماري معاصر جهان را ارزيابي نمود.

در اوايل قرن بيستم، آمريكا كه سرزميني نوپا بوده و بيشتر در تلاش توسعه و ساخت و ساز در يك سيستم ليبراليسم سرمايه داري قرار گرفته بود شايد كمتر در زمينه‌هاي معماري توانست در برابر متفكرين اروپايي عرضه اندام نمايد. واقعيت بستر فكري طراحي معماري در اوايل قرن بيستم در اروپا صورت مي‌گيرد و افرادي مانند گروپيوس ، ميس واندر روهه، لوس و به ويژه لوكوربويه و ديگران چارچوب نظريه‌اي را ترسيم مي‌نمايند كه زاييده سير تحول اجتماعي تاريخ و تمدن اروپايي بوده و در راس آن روح زمانه كه معرف مدرنيته حاكم دوران بوده، حرف اول را در كليه عرصه‌هاي فكري، فلسفه، ادبيات، هنر، نقاشي و … مطرح مي‌نمايد. . . . . . . .

 

درج در باقی مطلب . . . .

ادامه نوشته

بررسی چند اثر پیتر آیزنمن

بررسی چند اثر پیتر آیزنمن

 

مرکز هنر های بصری وکسنر

یکی از اولین و شاخص ترین ساختمان های سبک دیکانستراکشن ، مرکز هنرهای بصری وکسنر ( 1989 - 1982 ) در شهر کلمبوس آمریکا است . در مسابقه ای که در سال 1982 برای طراحی این ساختمان صورت گرفت ، معماران معروفی از جمله مایکل گریوز ، سزار پلی ، آرتور اریکسون و پیتر آیزنمن شرکت کردند .

سایت این ساختمان در قسمت ورودی اصلی دانشگاه ایالتی اهایو در سمت شرق دانشگاه قرار دارد . عملکرد بنا ، نمایش آثار هنرمندان  و دانشجویان دانشگاه در آن است . هر یک از این معماران ساختمان خود را بین دروازه ورودی و ساختمانهای موجود در سایت قرار دادند . ولی در کمال تعجب ، ساختمان طراحی شده توسط آیزنمن به گونه ای بود که فضای باریک بین دوساختمان موجود در سایت را شکافته و در بین آن دو قرار گرفته بود و تعجب بیشتر آن که طرح وی به عنوان برنده اول اعلام شد . از آن زمان سبکی در معماری به نام دیکانستراکشن در مجامع بین المللی معماری به نام سبک دیکانستراکشن در مجامع بین المللی معماری مطرح و مورد توجه قرار گرفت .
 

     

آیزنمن در تبیین طرح خود عنوان کرد که این نقطه محل ملاقات دو قشر نسبتا متفاوت است . یکی دانشجویان و هنرمندان دانشگاه که کارهای خود را در این ساختمان ارائه می کنند و دیگری شهروندان و عامه مردم شهر که به دیدن این آثار می آیند .

واکسنر 2

يكي محورهاي شبكة شطرنجي دانشگاه و ديگري محورهاي شبكة شطرنجي شهر كلمبوس، اين دو شبكه نسبت به يكديگر 17 درجه اختلاف زاويه دارند. لذا هر دو شبكه به عنوان نشانه‌اي از هر يك از اين دو قشر در محل سايت با يكديگر تلاقي كرده‌اند. اين دوگانگي در كالبد معماري ساختمان به گونه‌اي نمايش داده شده كه هيچ يك بر ديگري ارجحيت ندارند و اين دو محور همانند دو تيغة قيچي بين دو ساختمان را شكافته و خود در آن جايگزين شده‌اند. . . . . .

 

درج در باقی مطلب . . . . .

ادامه نوشته

فلسفه دیکانستراکشن

فلسفه دیکانستراکشن:

دیکانستراکشن درفارسی به ساختارزدایی، شالوده شکنی، واسازی ،  بنیان فکن، ساختارشکنی  و بن فکنی ترجمه شده است.شایداین کثرت اسامی به دلیل آن باشدکه دیکانستراکشن یک نگرش چند وجهی وچند معنایی به دال ومدلول و هرنوع متنی دارد. ازآنجاییکه مبانی دیکانستراکشن مستقیما از فلسفه دیکانستراکشن استخراج شده و به لحاظ آشنایی نسبتا اندک معماران با فلسفه این مکتب، برای استنباط معماری دیکانستراکشن، ابتدا لازم است فلسفه دیکانستراکشن ومهم ترازآن ،زمینه های نظری این نحله فکری تبیین شود.
در نیمه اول قرن بیستم مهم ترین مکتبی که ادامه دهنده فلسفه مدرن محسوب می شد ، فلسفه اصالت وجود بود . ژان پل سارتر ( 1980 - 1905 ) فیلسوف فرانسوی ، پایه گذار این مکتب است . او خرد گرایی مدرن ، که توسط دکارت ، کانت و سایر بزرگان مدرن مطرح و تبیین شده بود ، را اساس فلسفه خود قرار داد . سارتر معتقد  به خرد گرایی استعلایی ( Transendental Mind  ) است . از نظر وی ، " فرد ماهیت خویش را شکل می دهد و نباید از این عامل در مسیر شخصیت فرد غافل ماند ... سارتر آزادی بی قید و شرط را از امکانات ذهن آدمی دانست . به نظر او آدمی آزاد است هر چه می خواهد اختیار کند و به همین جهت است که باید او را مسئول انتخاب های خود دانست . "
از نیمه دوم قرن اخیر ، فلسفه مدرن و مکتب اصالت وجود و خرد باوری از طرف مکتب جدیدی به نام مکتب ساختارگرایی مورد پرسش قرار گرفت.این مکتب در ابتدا توسط فردیناند دو سوسور،زبان شناس سوییسی و لوی استراوس مردم شناس فرانسوی ، مطرح شد . ساختارگرایی واکنشی در مقابل خرد استعلایی و ذهنیت مدرن است . ساختارگراها معتقدند که عاملی مهم تر از ذهن وجود دارد که پیوسته مورد بی مهری قرار گرفته و آن ساختار زبان است. از نظر اندیشمندان ساختارگرا ، می باید ساختارهای ذهن بشری را مطالعه کنیم و این ساختارها بسیار مهم هستند .ساختار ذهن مبنایش زبان است.انسان بوسیله زبان با دنیای خارج مرتبط می شود .  . . . . .

 

درج در باقی مطلب . . . . .

ادامه نوشته

نقش و کارکرد بازار در زندگي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و ديني

نقش و کارکرد بازار در زندگي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و ديني :

                      

از لحاظ اجتماعي – فرهنگي بازار مرکز بزرگ خيررساني درون شهري بوده است. اطلاعات و اخبار از همة مراکز مذهبي (مانند مسجد جامع)، آموزشي (مدارس ديني) اداري (دارالحکومه و ديوانها)، اقتصادي ( راسته‌ها، سراها و حجره‌ها) و ديگر مراکز، نخست، وارد بازار اصلي مي‌شد و از آنجا به همه نقاط شهري جريان مي‌يافت. اخبار مهم را مناديان و جارچيان در بازارها به اطلاع مردم مي‌رساندند. آذين بندي رسمي بازارها و باز بودن آنها و نيز بازي و نمايش به مناسبت وقايع شاد کننده و جشنهاي مذهبي و ملّي، مراسم پذيرايي از مهمانان خارجي و بزرگان مشايخ هميشه معمول بوده و بر رونق بازار مي‌افزوده است. درسال 392،هنگامي که نجمي،سردار لشگربهاءالدوله، ازشاهان سلسله آل بويه، وارد بغداد شد، بازارها را براي او آذين بستند، گنبدها برافراشته و جامعه‌ها و فرشهاي فاخر و ظروف و زيورهاي بسياري به نمايش گذاشته شد.                                          
هر سال در هجدهم ذي حجّه، به مناسبت عيد غديرخم، بازارها را آذين مي‌بستند و شب و روز آنها را باز نگه مي‌داشتند.
در اوايل قرن سيزدهم به مناسبت ختنه سورانِ پسر حاکم (جعفرخان ) همة بازارهاي شيراز و مخصوصاً بازار بزرگ را يک هفته با تفصيل تمام و صرف هزينه هنگفت چراغاني کردند. چلچراغهايي با شيشه‌هاي الوان از سقف آويختند. تجار مغازه‌هاي خود را در دو طرف بازار به طرز زيبايي با کاغذهاي نقره‌اي رنگ و پرده‌هاي گران قيمت تزئين کردند. ديوارهاي دو طرف بازار را با قالي و آيينه و تابلوهاي نقاشي بسيار که همه به سبک ايراني کشيده شده بود، آراستند و خنياگران شب و روز در بازارها به رقص و پايکوبي مشغول بودند. در شيراز هيئتهاي رسمي و ميهمانان برجسته را به راستة زيباي بازار وکيل که آن را آذين مي ‌بستند، مي‌بردند و نمايندگان بلند پايه مملکتي به سلام و ‌ديدار آنها مي‌آمدند و از ايشان در آنجا پذيرايي مي‌کردند. عيد نوروز يکي از مناسبت‌هايي بود که همه ساله سبب رونق بازارها مي‌شد. تا پيش از قرن پنجم همه ساله در اصفهان از ايّام عيد نوروز، يک تا دو ماه بازاري در کنار دروازة جور به نام بازار جودين بر پا مي‌شد و مردم ازبزرگ و کوچک در آن شرکت مي‌جستند و به نشاط و بازي مي ‌پرداختند. گفته‌اند که عضدالدوله ديلمي در ايام جواني شاهد برگزاري اين مراسم در اصفهان بوده و به آن علاقه بسيار داشته است.
 . . . . .

 

 درج در باقی مطلب . . . . . .

ادامه نوشته

فلسفه فولدینگ

فلسفه فولدینگ

 

معماری فولدینگ یکی از سبک های مطرح در دهه پایانی قرن گذشته بود . فلسفه فولدینگ برای نخستین بار توسط فیلسوف فقید فرانسوی ، ژیل دلوز مطرح شد . وی همچون ژاک دریدا از جمله فلاسفه مکتب پسا ساختارگرایی محسوب می شود . دلوز نیز مانند دریدا اساس اندیشه خود را بر زیر سوال بردن بینش مدرن و مکتب ساختارگرایی قرار داد .
فلسفه دلوز ، یک فلسفه افلاطون ستیز و دکارت ستیز است . به عبارت دیگر می توان بیان نمود که فولدینگ یک طرح ضد دکارتی است . از نظر دلوز ، هستی از زیر بناهای عقل ریاضی استخراج نشده است . وی در کتاب معروف خود ، ضد ادیپ سرمایه داری و اسکیزوفرنی ( 1972) خرد مدرن را مورد پرسش قرار داد.از نظر دلوز،خرد هر جایی است.
فلسفه فولدینگ منطق ارسطویی را نیز زیر سوال می برد.از نظر این فلسفه،هیچ ارجحیتی درجهان وجود ندارد.زیر بنا و روبنا وجود ندارد.فولدینگ به دنبال تعدد است ومی خواهد سلسله مراتب را ازبین ببرد این فلسفه در پی از بین بردن دوگانگی هاست.
فولد یعنی چین و لایه های هزار تو ، یعنی هر لایه در کنار لایه دیگر ، همه چیز در کنار هم است ، هیچ اندیشه ای بر دیگری ارجحیت ندارد ، تفسیری بالاتر و فراتر از دیگری نیست ، همه چیز افقی است . به عبارت دیگر فولدینگ می خواهد منطق دو ارزشی را دیکانستراکت کند و کثرت و تباین را جایگزین آن کند . فولدینگ هم مانند دیکانستراکشن در پی از بین بردن مبناهای فکری تمدن غرب و بالاخص منطق مطلق و ریاضی گونه مدرن است .
فولدینگ ، عمودگرایی ، طبقه بندی و سلسله مراتب را مردود می داند و به جای آن افقی گرایی را مطرح می کند . از نظر فولدینگ همه چیز همسطح یکدیگر است . دلوز در کتاب خود به نام ، فولد ، لایبنیتز و باروک ( 1982 ) جهان را چنین تبیین می کند : " جهان به عنوان کالبدی از فولدها و سطوح بی نهایت که از طریق فضا ، زمان فشرده شده ، در هم پیچ و تاب خورده و پیچیده شده است . " دلوز هستی و اجزاء آن را همواره در حال شدن می بیند .
یکی از موارد کلیدی در مباحث مطرح شده توسط دلوز ، افقی گرایی است . دلوز به همراه یار همفکر خود ، فیلیکس گاتاری ، مقاله ای به نام " ریزوم " در سال 1976 در پاریس منتشر کرد . این موضوع در کتاب هزار سطح صاف ( 1980) به صورت کامل تر توسط این دو مطرح گردید . رزیوم گیاهی است بر خلاف سایر گیاهان ، ساقه آن به صورت افقی و در زیر خاک رشد می کند . برگ های آن خارج از خاک است . با قطع بخشی از ساقه آن ، این گیاه از بین نمی رود ، بلکه از همانجا در زیر خاک گسترش می یابد و جوانه های تازه ایجاد می کند . . . . .

 

درج در ادامه مطلب . . . . . .

ادامه نوشته

گزیده سخنان فیلیپ جانسون

گزیده سخنان فیلیپ جانسون

 

 

 

فیلیپ جانسون معمار صاحب‌‌سبك آمریكایی.

 او آثار بسیار زیبایی را از خود به جای گذارد.

گزیده‌ای از سخنان زیبای او را می‌خوانید:

•  معماری در اصل طراحی فضاهای داخلی است، هنر سازمان­دهی فضای داخلی.

• مسؤولیت و وظیفه­ای که معماری فارغ از عملکرد، ساختار و حتی مصالح دارد، این است که فضا را به سمت هنر سوق دهد.

•  چیزی که فکر می­کنم همچون یک ریسمان در تمام کارهای من امتداد دارد، علاقه پرشور من به فضای جمعی است، فضایی که با قدم زدن در درون آن درک می­شود.

•  تفاوتی ندارد که چند ساختمان بنا کرده باشید، کیفیت به مقدار بستگی ندارد. کیفیت کار تنها به این بستگی دارد که برای تحت تأثیر قرار دادن و دگرگون کردن فرهنگ ریسک کرده باشید. منتها بایستی توجه داشته باشید که در ساختمان­سازی و در اینکه یک ساختمان عجیب یا یک ساختمان اصیل بسازید، ریسکی وجود ندارد. باید همانند معماران بزرگ تاریخ دست به ریسک­های واقعی بزنید. به نظر من یک معمار وقتی می­تواند خودش را برای این کار آماده کند که سه شرط داشته باشد: اول باید دانش کاملی از تاریخ معماری داشته باشد، دوم با تسلط بر مصالح و شکل پرورش یافته باشد و آخر اینکه باید در هنرها و ایده­های روز فردی مطلع و دست­اندرکار باشد.

•  باید تاریخ معماری را به دقت مطالعه کرد، اما به طریقی که فقط یک معمار می­تواند. تنها راه برای یک معمار که بتواند واقعاً تاریخ فضاهای معماری را مطالعه کند، بازدید از آن ساختمان­ها و تجربه فضای آنهاست.

•  فضا را نمی­توان به قالب عکس درآورد، زیرا عکس تنها به ضبط فرم و سطح قادر است. همچنین فضای معماری نمی­تواند در یک متن یا توسط هیچ فیلسوف و یا منتقدی توصیف شود. با اینکه متن می­تواند تجربه یک فضا را توصیف کند، ولی نمی­تواند جایگزین خود آن تجربه شود. . . . . . .

 

درج در باقی مطلب . . . .  

ادامه نوشته

خانه شیشه ای – نیوکانون کانکتیکات، 1949

خانه شیشه ای – نیوکانون کانکتیکات، 1949

مهمترین اثر فیلیپ جانسون:

    

   

آنچه موجب شهرت و اقتدار جانسون گردید، طراحی خانه زیبا ولی ساده ای بود که نه تنها بعنوان کاری اصیل و واقعی در معماری بلکه به عنوان شاهکار معماری و کاری فوق العاده در رده معماران بزرگ کلاسیک شناخته شد.

ایده این کار به 10 سال قبل تر باز می گشت، زمانی که جانسون و میس با هم در مورد ساختمانی کاملاً شیشه ای و امکان ساخت آن به بحث نشسته بودند. از این منظر، شاید جانسون این طرح خود را مدیون میس باشد و حتی به عقیده برخی این کار وی تقلیدی از طرح Fransworth می باشد که در سال 1950 در پلانو ایلینویز، در کنار رودخانه فاکس اجرا گردید. از طرفی، این طرح به خاطر بکارگیری و استفاده از فضای باز و تساوی موقعیت ها نکات مشترکی با خانه چمنزار رایت دارد.

خانه شیشه ای ملهم از طرح ماله ویچ 1780 و آرامگاه نیوتن لدوکس است.

در این بنا سطوح بالای سر، سطوح عمودی، نحوه رسیدن به بنا و فضاهای زیر مجموعه فضایی بزرگ تر، همگی قابل تعمق و بررسی هستند. طبق بیانات خود جانسون، استوانه سرویس بهداشتی از طرح ماله ویچ الهام گرفته شده است. این استوانه آجری اشاره به معماری سنتی آمریکا دارد. فضای خانه به 6 بخش تقسیم شده که مبلمان خانه، تعریف کننده المان های سطوح و فضاهای عملکردی می باشند. در این بنا تقریباً هیچ دیواری وجود ندارد و سطح بام اصلی ترین عنصر تعریف کننده فضاست که فرم ها و زیر فضاهای زیرین خود را سازمان دهی می کند. این بنای دلپذیر در میان باغی خصوصی واقع شده و احتمالاً هیچ فضای معماری محصور دیگری نمی تواند سیالیت و سبکی این خانه را داشته باشد. در وصف این خانه عنوان شده، در مبلمان فضای داخلی دقت کنید، بی جهت نیست که آن را خانه بی پایان نامیده اند. ساخت این بنا دو سال طول کشید و اگر چه به سبک و سیاق میس و ندروهه بود، ولی حتی خود میس هم قادر به طراحی وساخت چنین بنایی نبود. . . . . .

 

درج در باقی مطلب . . . . . . .

ادامه نوشته