نخستين دوره پل سازي در ايران
نخستين دوره پل سازي در ايران

بدان سان كه در ايران باستان ، راه و راه سازي در برقراري ارتباط ميان شهرها براي تسهيل در امور تجاري و نظامي ، به شكوفايي رسيد ، پل سازي نيز رو به كمال گذارد .
راه هايي مانند را ه شاهي و راه تجاري - فرهنگي ابريشم شمال، جنوب، شرق و غرب ايران را به هم پيوند دادند و در ميان اين راه ها ، پل سازي چندان اهميت يافت كه نمونه هاي بسياري از پل هاي ايران در دوران باستان گواهي بر اين مدعاست . اين پل ها خود پايه و اساس پل سازي در دوره هاي بعد بود كه به ويژه در دوره ساسانيان به اوج شكوهمندي رسيدند.
1 - پل سازي در دوره هخامنشيان
اگر چه اثري از ساختمان سالم پلي مربوط به دوران پيش از هخامنشيان تاكنون پيدا نشده است ، اما از پروژه هاي باستان شناسان بر مي آيد كه در دو منطقه پل هايي پيش از اين دوره وجود داشته است. الواح به دست آمده از شوش مربوط به تمدن عيلام، الواح بابل مربوط به تمدن هاي بين النهرين و نشانه هايي از دوره مادها گواه ازآن دارد كه بر رودخانه هاي كرخه( عيلام)، دجله و فرات( تمدن هاي بين النهرين) و رودخانه هاي كوه زاگرس ( سرزمين ماد)، پل هايي بنا نهاده شده بود. اما در اين ميان، پل بابل روي فرات، كه در متون كهن از آن توصيف شده است، بنا بر قراين علمي با طول زياد 9 متر عرض داشته و از الوار چوب بر پايه سنگي استوار بوده است . اين پل به احتمال در زمان نبوپلسر (625-605 ق.م) يا نبوكدنصر(604-562 ق.م) بنا شده است . اما برخي پژوهشگران قديم ترين آثار بر جاي مانده از پل را بر رود اورلرتوها مي دانند كه در قرن هشتم پيش از ميلاد تخريب شده است . در سال هاي اخير، در محل درودزن، بر رودخانه كر( كوروش) فارس سدي كه كار پل را انجام مي داده ، پيدا شده است كه آن را به عهد هخامنشيان و به احتمال قوي به زمان كورش كبير نسبت مي دهند. گذشته از شواهد تاريخي به نظر مي رسد كه هخامنشيان با تمدن عالي و معماري پيشرفته اي كه داشته اند از ساختن پل و قنطره عاجز نبوده اند.
اگر چه پل ها بناهايي هستند که بيشتر از هر ساختماني در معرض ويراني اند، ولي چون وجود آنها ضروريات زندگي بوده در سده هاي بعد بر جاي آنها و شايد بر شالوده آنها پل هاي جديد ساخته و محتمل است كه پل هاي زمان اشكانيان و بعد از اسلام بر اساس پل هاي هخامنشي بنا شده اند.
از آنجا كه در دوران هخامنشي كورش كبير و داريوش بزرگ به ساخت راه هاي تازه توجه زيادي مي شد ، لازم بود كه در راه ها به ويژه در غرب ايران پل هايي ساخته شود . از بررسي منابع تاريخي درباره جنگ كورش با كرزوس پادشاه ليدي ، چنين بر مي آيد كه تا قبل از حكومت هخامنشيان در آسياي صغير روي رودخانه ها پل وجود نداشته و اين كار درزمان داريوش ، هنگام تاسيس راه شاهي ، صورت گرفته است.
هرودوت درباره تسخير بابل به دست كورش كبير به هنگام عبور از رود گيندس ( دياله امروزي) نوشته است :
وقتي كه شاه به رود گيندس رسيد و مي خواست از آن عبور كند يكي از اسب هاي مقدس او خود را به آب انداخت كه با شنا از آن بگذرد ولي آب اسب را برد . اين موضوع باعث خشم شاه شد و قسم ياد كرد كه از آب اين رودخانه چندان بكاهد كه زني هم بتواند از آن بگذرد ، بي اين كه زانو تر كند. با اين مقصود به امر او 360 نهر كنده آب رود را به اين نهرها انداختند، تا در مجراي اصلي سطح آب به مقدار زياد پايين آمد ، تمام تابستان آن سال صرف اين كار شد و كوروش در بهار سال ديگر به سمت بابل حركت كرد( تواريخ به نقل از پير نيا، 1344 ،ج2،ص 192).
در دوره هخامنشيان راه هاي دور و درازي در سرتاسر ايران كشيده شد. از جمله راه شاهي كه از ليديه شروع مي شود و پس از طي حدود 416 فرسخ( 2500 كيلومتر) و گذشتن از روي پل دختر به شهر شوش مي رسيد. نگهداري و نگهباني اين راه از چنان اهميتي برخوردار بود كه از افتخارات ايرانيان دوره هخامنشي به شمار مي رود.
ديگر راهي است كه به راه ابريشم مشهور شده و كشور چين و شرق دور را به اروپا و غرب پيوند مي داد و از ايران مي گذشت. طول اين راه از هشت هزار كيلومتر تجاوز مي كرد ، مسلما بر چنين راهي پل هاي عظيم بنا شد و بخش هايي از ايران مانند جنوب سلسله كوه هاي البرز ، خراسان و آذربايجان در اين مسير چنين پل ها در اين راه ها اهميت بسيار داشته است . بنا به گزارش هاي تاريخي در مواقع اضطراري ، در لشكر كشي هاي دوره داريوش بزرگ و خشايار قايق ها و كشتي هاي جنگي در سواحل يونان نقش پل هاي شناور را ايفا مي كرده اند.
از دوران هخامنشي، بناهايي به صورت پل و بند( سد) بررودخانه هاي پيرامون پارس ( فارس) مانند كر و كرخه بر جاي مانده است . گذشته از پل درودزن، در ميان آثاري كه استروناخ در محدوده آثار باستاني مجموعه پاسارگاد كشف كرد بقاياي پلي در نزديكي تنگه بلاغي (سيوند) در عمق 2 متري به دست آمده است .
آثاري از پايه هاي پل تخت شاه نشين در محل پاتاوه بر رودخانه بشار ياسوج گواه از استفاده ساروج و سنگ هاي بريده شده(45*25 سانتي متر) مربوط به دوره هخامنشي دارد كه هر يك از سنگ هاي حجاري شده آن علامتي از سنگ تراش دارد ، برخي از محققان نيز آثار بر جاي مانده در پايه هاي پل خدا آفرين بر رود ارس را از دوران هخامنشيان مي دانند .
يكي از مهم ترين پل ها كه به روايتي مربوط به دوران هخامنشيان است و آنتي گونوس سردار اسكندر در حمله به ايران از روي آن گذشته به نام پل تنگ شناخته مي شود كه بر رود صيمره(سيمره) در لرستان و در تنگ ترين و پرشكوه ترين بخش اين رود قرار گرفته است.
2 - تداوم و تكامل پل سازي پس از دوره هخامنشيان
اگر چه پس از شكست هخامنشيان از مقدونيان در نظام سياسي- اداري ايران گونه اي گسست ايجاد شد اما آنچه از هنر ها و صنايع دوران اشكانيان و ساسانيان بر جاي مانده درواقع صورتي تكامل يافته در پيوند با دوران هخامنشي است . نمونه بارز سازه هاي معماري آن زمان پل هايي است كه به نام پل دختر شناخته مي شوند ، مانند پل دختر ميانه ، پل دختر ( كر و دختر) در 110 كيلو متري خرم وآباد به انديمشك و آثار پل چم نمشت و گاوميشان بر رود سيمره .


اگر چه از نظر تاريخي براي شناسايي تاريخ دقيق ساخت اين پل ها ابهام هايي وجود دارد اما مانند قلعه هاي دختر در پيوند با الهه آب، آناهيتا هستند كه به ويژه از زمان اشكانيان بناهاي بسياري با نام اين ايزد بانو شكل گرفت. ايزد آب ، پرستشگاه هايي مانند معبد آناهيتا در كنگاور از زمان اشكانيان و معبد آناهيتا در بيشاپور كازرون اززمان ساسانيان دارد. بعيد نيست اگر پل ها و قلعه هاي بي شمار دختر نيز در پيوند مستقيم با آناهيتا باشند . از اين رو برخي معتقدند اين پل ها پايه و اساس ساساني دارند. اما نبايد ا ز نظر دور داشت شكوفايي پل سازي در دوره ساساني به اين معني نيست كه پايه بناي پل هاي ساساني بر شالوده پل هاي هخامنشي و اشكاني قرار نگرفته باشد.
3 - كاربرد مصالح مقاوم
آنچه بر استحكام سازه پل ها در ايران تاثير گذاشت، استفاده از ملات آهك به ويژه در پايه ها و ميان پايه هاي پل ها بود . ايرانيان دست كم از هزاره اول پيش از ميلاد شفته آهكي را مي شناسند و از آن در ساختمان سازي استفاده مي كنند. آهك پزي ما که در صنعت سيمان سازي است به گونه جالب توجهي كشف شد كه بيان آن خالي از لطف تاريخي نيست : چادرنشينان هنگام كوچيدن در سر راه خود در جاهايي كه اتراق مي كردند براي خوراك پختن آتش مي افروختند و از آنجا كه در سنگ هاي اجاقشان از سنگ هاي آهكي استفاده مي كردند ، تمام يا بخشي از سنگ آهكي ، در كنار آتش پخته مي شد. هنگام بارندگي آب با آهك پخته تركيب آهك شكفته مي دهد از اين رو باران كه مي باريد آهك شكفته را شسته و به شكل دوغاب آهك در مي آورده است . دوغاب آهك، روان مي شده با خاك يا خاكستر كف اجاق در مي آميخته و خاك سنگ كف و ديوارهاي اجاق را به هم مي چسبانده است. بايد زماني بس دراز گذشته باشد تا دودمان هاي چادرنشين به خاصيت آهك پزي پي برده و در زمان يكجانشيني در سازه هاي معماري از آن بهره گيري كرده باشند.
بابلي ها با آجر و ملات ديوار مي ساختند ، مصري ها با آن كه سنگ آهك فراوان داشتند باروها را با ملات گچ مي ساختند . يوناني ها آهك پزي رااز ايرانيان ، روميان از يونانيان و اروپاييان از روميان ياد گرفتند . درچين قديم ترين ملات آهك را در ديوار چين پيدا كرده اند كه نزديك به 200 ق.م ساخته شده است . از اين رو مي توان ايرانيان را از مهم ترين پيشگامان درپديد آوردن ملات آهك در سازه هاي معماري دانست.
در ايران قديم ترين ملات آهكي در جنوب كردان ( نود كيلو متري باختر تهران) در آبادي اسمعيل آباد، در يك گورستان پيدا شده است، كه باستان شناسان قدمت آن را بيش از سه هزاسال پيش مي دانند ؟ و احتمالا در كاوش هاي بعدي فراتر ازاين تاريخ نيز ثابت شود . كف گور به شكل دايره شفته آهكي ساخته شده و ديوار دور آن هم با شفته آهكي چينه كشي شده است . مرده ها را به حال چمباتمه به سوي خورشيد خوابانيده اند و جاهاي خالي دور جسد را باخاك نرم پر كرده ، روي آن را با يك لايه شفته آهكي پوشانيده اند. از تجربه شفته آهكي اين گورها معلوم شد كه38 درصد وزن شفته، آهك است حال آن كه آهك خاك هاي پيرامون گورها كم تر از 20 درصد بود.
بديهي است ميزان مقاومت و استحكام ملات آهك باعث شد ايرانيان زود از شفته آهكي كه ملات آبي مناسبي است ، در پل سازي استفاده كنند. نكته ديگر اين كه ايرانيان به گچ پزي و گچ كاري هم خيلي زود پي بردند.
گچ بري هاي زمان اشكانيان گوياي اين مسئله است . در ايران با ملات گچ زودگير ،طاق سازي به روش لا چسباني با دهانه هاي بزرگ انجام شده است
( مانند دهانه 26 متري پل دختر ميانه) . امروز هم با ملات گچ و خاك و آجر، ميان تير هاي آهن به روش لاچسباني،طاق ضربي مي زنند. كاربرد گچ ،ملات آهك ،ساروج، سنگ هاي تراش خورده و سرانجام استفاده از آجر ، باعث شد مقاومت پلها در نخستين دوره هاي پل سازي درايران مهندسان را در ارائه روش هاي نوين پل سازي ياري رساند. به اين وسيله پل ها با مقاومت بالا و عمر طولاني ماندگاري قابل ملاحظه اي در برابر عوامل مختلف تخريب پل به دست آوردند.
4 - روش هاي ساخت پل
از دوران باستان استادان ايراني روش هاي مختلفي را براي پايه ها و طاق ها و تعيين مكان پل ها به كار مي گرفتند . تلاش پلسازان بر آن بود كه در فصل هايي كه رودخانه ها از آب كم تر برخوردارند. براي استواري پايه ها استفاده كنند. در بناي طاق ها كه عمدتا جناغي بودند، روش هاي يكساني به كار گرفته مي شد چنان كه استادان ايراني بناها را بدون چوب بست مي ساختند ، براي ساختن طاق پل ها هم چوب بست به كار نمي بردند ، بلكه با ملات گچ و آجر، طاق را به روش لاچسباني مي زدند و ميان طاق هاي چندگانه پل را با قوس هاي تيغه آجري روي همديگر مي چسباندند. البته در پي و ديوارها از ملات ساروج نيز استفاده مي كردند . روش پل سازي روميان به طريق ديگري بوده است . آنها براي ساختن پل ها نخست چوب بست مي ساختند سپس روي چوب بست طاق قوسي مي زدند. قوس شكسته و گنبد ايراني زاده هرم است ، اما قوس رومي قسمتي از دايره و كوپل رومي قسمتي از كره است.
ايرانيان سواي ملات هوايي زودگير ( ملات گچ) و ملات آبي كندگير ( شفته آهكي ) براي آب بندي كردن ، ملات زودگير آبي هم مي ساختند . با سفيده تخم مرغ و گرد آهك زنده ملاتي مي ساختند كه هم تاب زياد دارد و هم زود مي گيرد و در آب پايدار است . زيرا گرد آهك زنده با آب سفيده تخم مرغ تركيب آهك شكفته مي دهد و 275 كالري گرما از آن آزاد مي شود . با گرماي آزاد شده سفيده تكه هاي چيني به يكديگر ،از ملات گرد آهك زنده و سفيد تخم مرغ استفاده مي كنند .
چون در قدیم نمي توانستند در آب گود برداري كنند و زير آب پي بسازند از اين رو پي را در گودي كم حجم زياد مي ساختند تا آب روان پي ها را جابه جا نكند.
ايرانيان دربناي پل هاي بزرگ بر رودخانه هاي خروشان از شيوه هاي گوناگون اما سخت و عجيب بهره مي گرفته اند، چنان كه به هنگام ساختن پلي دربند قفقاز ( باب الابواب) چون نمي توانسته اند انرژي آب خروشان رودخانه را مهار كنند. پايه پل را به اين ترتيب ساخته اند:
پوست هاي چارپايان بزرگ جثه مانند گاو، شتر و الاغ را پراز باد كرده پهلوي هم چيده اند و روي پوست هاي باد شده با تير و تخته چوب بسته ساخته اند و پوست هاي پر از باد را زير آن بسته اند. چوب بست را به آب انداخته آن را در جاي پل برده، از كنار رودخانه مهار كرده اند. تا موج آب آن را جا به جا نكند. روي چوب بست شناور مهار شده پايه پل را ساخته اند. با سنگين شدن پايه پل، چوب بست كم كم در آب فرو رفته است و از كنار رودخانه هم ريسمان هاي مهاري را شكل كرده اند تا پوست هاي باد شده در كف رودخانه نشسته اند. سپس آب بازان را به زير آب فرستاده اند تا پوست ها را سوراخ كنند به گونه اي كه بادشان بيرون رود و چوب بست در كف رودخانه جا بيفتد . اين روش باستاني ، نوعي پي سازي با هواي فشرده است كه در دوران بعد تكامل يافته.
گويند كه پي هاي سي و سه پل يا پي هاي كهنه پل مارنان اصفهان را به ترتيب زير ساخته اند:
هنگام كم آبي ، شهاب ( شاه آب ) رودخانه را از جايي كه بايد پايه پل ساخته شود برگردانده اند، زمين جاي پي را تا روي لايه نيلاب در گودي 4 تا 5 متر از كف رودخانه ، كه پي پل فلزي هم روي آن ساخته شده است، كنده اند. روي لايه نيلاب ، در سطح پي ، ستون هاي تنبوشه بزرگ چسبيده به هم چيده اند و درز تنبوشه ها را با ملات گل رس و آهك شكفته و روغن چراغ بندكشي كرده، آب درون ستون هاي تنبوشه را كشيده اند و درون ستون هاي تنبوشه شفته ي آهك ريخته اند. پس از گرفتن شفته آهك ، روي ستون هاي تنبوشه پي ساخته اند . در زمين هاي سست ، پل هايي كه از زمان هاي پيش به جاي مانده بيش تر آنهايي هستند كه روي بستر سنگي رودخانه ها بنا شده اند مانند: پل شهرستان در اصفهان ، پل دختر در تنگه ملاوي و پل گاوميشان ميان جايد و سيمره كه روي سنگ آهك، دزفول كه روي مرج ( زمين با كناره هاي سخت بلند) شادروان شوشتر كه روي ماسه سنگ ساخته شده اند.

