مقدمه ای بر معماري معاصر ايران
مقدمه ای بر معماري معاصر ايران
آغاز معماري معاصر ايران مربوط به سالهاي 1300 تا 1320 مي باشد . و از آثار شاخص اين دوره مي توان به ساختمان موزه ايران باستان اثر سيرو و گدار اشاره كرد .

دوره دوم مربوط به سالهاي 1320 تا 1340 مي باشد . كه از آثار اين دوره مي توان آرامگاه ابن سينا كار هوشنگ سيحون را نام برد .
دوره سوم كه از پايان دهه 40 آغاز مي شود و در سالهاي آغازين انقلاب به پايان مي رسد . و شامل آثاري چون مركز مطالعات مديريت كار نادر اردلان و موزه هنرهاي معاصر اثر كامران ديبا است .
دوره چهارم ، بعد از انقلاب اسلامي ايران به وجود مي آيد . و شروع به شكل گيري مي كند . و تا زمان حاضر ادامه دارد . كه آثار اين دوره شامل : موزه ملي آب ، كار سيد هادي ميرميران - كتابخانه ملي ، اثر كامران صفا منش و ساختمان فرهنگستان هاي جمهوري اسلامي ايران معماري هاي اين دوره مي باشند.


و در واقع معماري معاصر ايران در پي تلاش بر اين بود ، كه بتواند نمودي از گذشته باشد . هرچند كه اين معماري هرگز نتوانسته به مسير واقعي خود دست يابد . ولي مي تواند به خود ببالد كه با ادامه راه به طور ممتد و تاكيد بر رسيدن به هدف نهايي مي تواند به آنچه كه مي خواهد برسد .
و در اين باره سيد هادي ميرميران نظرات خود را در مورد روند طرح هاي خود و معماران ديگر در اين دوره پرداخته تا شايد بتواند تحليلي از حركت هاي معماري معاصر ايران را ارائه دهد .
ايران داراي ميراثي كهن و با ارزش در معماري است . و از نمونه هاي بارز اين سرزمين مي توان موارد غني چون : زيگورات چغازنبيل كه در سا ل 1250 پيش از ميلاد بنا شد . و از قدمت آن بيش از سه هزار سال مي گذرد، را نام برد . و در طول اين مدت سه هزار ساله ايران همواره داراي ارزشي والا بوده و فعاليت ها و ساخت و سازهاي آن از شدت زيادي برخوردار بوده .
ساختمان هاي ارزشمند بسياري در نقاط گوناگون اين كشور كهن ساخته شده كه هر يك در جاي خود نقش مهم در ارتقاي معماري جهان در زمان ها و مكان هاي گو ناگون داشته است .
تاريخ معماري ايران به دو دوره معماري قبل و پس از اسلام طبقه بندي مي گردد .
اسلام حدود 1400 سال پيش به اين سرزمين ره گشود . و جهان بيني تو امان آن تاثير پذيري عميق به جهت كيفي و كمي بر روي معماري اين سرزمين نهاد .
دوران قبل از اسلام نيز خود در دو دوره طولاني و شاخص : معماري هخامنشي و ساساني را در بر مي گيرد . كه هر يك عمري چند صد ساله و ممتاز داشته اند .
دورا ن اسلامي نيز تا سلسله صفوي قدمتي هزار ساله را طي نموده . دوران حكومت اين سلسله عصر جديدي در تاريخ معماري ايران محسوب مي گردد . هرچند بيش از چهار صد سال از انقراض سلسله صفوي نمي گذرد ، ولي معماري ايران هرگز قادر به احياي موقعيت گذشته و ايفاي نقش در معماري جهان نگرديده است .
اين سير نزولي تا دوران معاصر و تا زماني كه تني چند از معماران دست به خلق آثاري ارزشمند مي زنند ادامه مي يابد . بديهي است كه در پس معماري معاصر ايران ، معماري كهن چند هزار ساله با آثار شاخص و ميراث معماري انكار ناپذير آن نهفته است .
زايش و به وجود آمدن معماري معاصر ايران كه مربوط به سالهاي آغازين قرن چهاردهم هجري شمسي است ، همزمان با پيشرفتهاي سياسي _ اجتماعي و تغيير ساختار اقتصادي در ايران است . و در اين موقعيت شكل و ظاهر شهر ها طبق اين روند معماري تغيير مي كند . و ساختمان هاي جديدي بر طبق نياز هاي مردم و مطابق با موقعيت هاي موجود مانند : ادارات ، كارخانه ها ، بانك ها ، ايستگاههاي راه آهن ، دانشگاهها ، و ....... بنا مي شود .
و در اين باب روند و شكل ساخت ساختمان ها ، ديگر مطابق با معماري ساختمان هاي قديمي و معماري سنتي نبود . و كم كم طراحي ساختمان ها به دست معماران تحصيل كرده سپرده مي شود .
در ابتدا معماران اين دوره را معماران خارجي تشكيل مي دهند . ولي تدريجا ايرانيان تحصيل كرده اروپا و سپس بانيان اولين دانشكده معماري در كشور در حدود سال هاي دهه بيست و معماران تحصيلكرده ايران نيز به آنها مي پيوندند.
البته در آثار اوليه معماري معاصر ، ابتدا تحقيقي در مورد معماري گذشته ايران قرار گرفته و مورد توجه بسياري بوده است و خواست آنها ، تاثير ساختار آنها بر ساختمان هاي معاصر بوده است .
در سال هاي 1300 تا 1320 كه مقارن با سال هاي 1920 تا 1940 .
در دوران پهلوي اول ، ابتدا پروژه هاي معماري و ساختمان هاي موجود توسط دولت و به وسيله طراحي معماران خارجي به اجرا در مي آيد . در اين دوره نگاه به گذشته به صورت نگرشي سطحي به عناصر و تكرار آنها و به خصوص در دوره هاي قبل از اسلام ، يعني هخامنشي و ساساني كه شامل بناهاي عظيم و ساختمان هاي پر شكوه معماري كهن مي باشد .
و در پاره اي ديگر از بناها نيز عناصري از معماري پس از اسلام كه با معماري اروپايي در هم آميخته ، الگو و مورد استفاده قرار مي گيرد . و تمامي اين آثار از نظر معماري منحط و فاقد ارزش بودند.
در مجموع ساختمان هاي اين دوره با وجود عظمت و استحكام زياد و خلوص موجود ، بناهاي شاخصي از كار در نمي آيند كه از جمله ساختمان ها مي توان به ساختمان موزه ايران باستان اثر ماكسيم سيرو و آندره گودار اشاره كرد .
دوران بعدي كه همزمان با زمامداري پهلوي دوم در سال 1320 اواخر دهه 1940 بود ، آغاز مي شود . و تا پايان دهه 40 ادامه مي يابد .
بناهايي كه در اين دوره به صورت شاخص سربلند كردند ، توسط معدود معماراني چون : محسن فروغي ، هوشنگ سيحون ، و عبدالعزيز فرمانفرمايان و معماران تحصيل كرده ايراني در كشورهاي اروپايي به اجرا در مي آيند .
و در اين دوره يعني در سال 1320 به دليل توجه بیشتري كه به معماري كهن شده در مقايسه با دوره قبل، از كيفيت بالاتري برخوردار است و صرفا به تقليد عناصر معماري گذشته ايران نمي پرداخت .
استفاده از نقوش هندسي معماري ايراني در اين دوران رواج داشته و در واقع به صورت سمبوليك و نمادين استفاده مي گردید . كه مي توان به طور نمونه آرامگاه ابن سينا را در همدان نام برد . كه مي تواند اثر شاخصي از استفاده نقوش هندسي در اين دوران باشد .
در واقع مي توان گفت در اين دوره معماري و طراحي از اصول و عناصر معماري اسلامي كناره گرفت و دور شد و نتايجي كه در اين دوره از معماري به دست آمد ، نيز داراي ارزش مهمي نبود و ره به جايي نبرد .
دوره بعدي كه از سال 1340 آغاز مي شود و تا انقلاب اسلامي ادامه مي يابد . دورا ن افول مدرنيسم در جهان است و يك معماري تاريخ گرا پديد آمده بود . و در اين دوره است كه معماري مدرنيسم پا به عرصه معماري مي گذارد و همچنين در معماري ايران نيز ردپايي به جا مي گذارد . و در طول آن حركتي نوين در معماري ايران با نگرشي تاريخي شكل مي گيرد . اين آثار نيز روح و اصول معماري گذشته ايران را به درستي درك نكرد ه بودند و به خصوص اينكه در يك مرحله تكاملي نسبت به معماري گذشته ايران قرار نداشتند.
در اين دوره تعدادي از معماران سعي در ايجاد بناهایي در ارتباط با معماري گذشته ايران مي كنند كه اين آثار از استاندارد بسيار بالايي برخوردار بوده است . از آن جمله مي توان به مركز مطالعات مديريت ، كار نادر اردلان و موزه هنرهاي معاصر ، اثر كامران ديبا اشاره كرد .
همزمان با ظهور پست مدرنيسم در جهان ،انقلاب اسلامي ايران به وقوع مي پيوندد . ( اصولا سعي كردند پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، معماري ايران را به سوي يك معماري با هويت مستقل و متكي بر ميراث معماري گذشته خود هدايت كنند . )
اين دو پديده به طور موازي و در كنار هم دوران جديدي در معماري ايران را به وجود آوردند .
و پديده ديگر ، شامل معماري پسا مدرن در جهان است .
اين دو نيرو در كنار هم منجر به خلق آثاري مي گردند . كه هم داراي خصوصيات معماري گذشته است و هم عطر و بويي از معماري پست مدرنيسم دارد . و در واقع اين پيوستگي با گذشته و تاثير آن در معماري ، تا زماني كه چهارچوب هاي تكراري پست مدرنيسم را در خود جاي داده ، فاقد عمق و هويت است .
و همچنين در كارهاي سيد هادي ميرميران مي توان به تك بنايي كه در داخل يك باغ ) PABADANA TEA HOUSE ) گرايش پست مدرنيستي را در قوسهايي كه به كار مدرسه پولاد شهر طراحي شده است ، اشاره كرد . كه البته كل كار تركيبي از مدرن و پست مدرن مي باشد .
با مطالب گفته شده مي توان به دو نكته در معماري معاصر ايران دست يافت :
1 _ معماري مدرن ايران ، همواره نگاهي به معماري گذشته اين سرزمين و سعي در احياء و ادامه سنت هاي آن داشته است.
2 _ اين نگاه به گذشته در اغلب موارد سطحي ، غير منطبق و به دور از دستيابي و رسيدن به اصول و جوهره واقعي خويش بوده است . و از توجه عميق به روح كلي و همچنين دغدغه پيوند با گذشته و عدم توفيق در به وجود آورد ن يك جريان معماري كه بتواند به صورت صحيح ، تداوم بخش و تكامل دهنده تاريخ معماري ايران باشد و سهمي را نيز در معماري معاصر جهان به خود اختصاص دهد . تا بتواند به پيشبرد معماري جهان كمك كند موجب شد كه اخيرا بعضي از معماران ايراني با استفاده از تجربيات و تلاشهاي قبلي ، تلاش هاي جديد را آغاز كنند .
وابستگي و پيوند با سنن و عدم موفقيت در ايجاد حركتي نوين كه قادر به دنباله روي ارزشمند با گذشته بوده و بتواند با معماري امروز جهان به گفتمان بنشيند بعضي از معماران ايراني را بر آن داشت تا بر مبناي تجربيات چند دهه اخير به دنبال راه حلي براي اين معضل برآيند . اين هدف به حركت جديدي در معماري مدرن ايران منجر گرديد كه متاسفانه به دليل عدم ارتباط نزديك اين معماري و نبود فرصت هاي مناسب به روش نظام مندي دست نيافته است .
بايد توجه داشت كه معماري سرزمين هاي مختلف و همچنين زمان هاي گوناگون با پرده هاي سنگين از يكديگر جدا نشده است .
اگر چه هر سرزمين و هر زماني معماري خاص خود را دارد و در آينده نيز خواهد داشت . لكن در يك تحليل ژرف ، خطوط واحدي كليه آثار معماري را در تمامي زمان ها و سرزمين ها به يكديگر پيوند مي دهد .
به نظر مي رسد تمامي آثار با ارزش معماري ، هنگامي كه با يكديگر و يكجا بررسي شوند از دو ويژگي اصلي برخوردارند.
اول اينكه : معماري جهان در مجموع يك سير تكاملي را نشان مي دهد و تمامي عناصر ، اجزاي اين سير تكاملي اند . و مشخصه اين سير تكاملي عظيم كه در بيش از چند هزار سال رخ داده است ، حركت عمومي آثار معماري به موازات حركت كلي جهان هستي ، يعني حركتي از يك كيفيت مادي به يك كيفيت روحي ، و به بيان معمارانه ،كم كردن ماده و افزايش فضاست .
دوم اينكه : در كليه آثار معماري يك وجه مشترك وجود دارد و آن خلاقيت است .
اين خلاقيت به دو شكل در اثر معماري بروز مي كند . يكي خلاقيت نظري ، يعني آن مبناي فكري كه اثر معماري بر اساس آن استوار مي شود . و ديگر خلاقيت فضايي است كه بخش معمارانه آن اثر را تشكيل مي دهد .
هر اثر معماري كه فاقد خلاقيت باشد ، نمي تواند در سلسله عظيم آثار تاريخي معماري جهان جايي داشته باشد .
اين دو ويژگي پيوند وسيعي را در آثار معماري چه در سرزمين هاي مختلف و چه در زمان هاي متفاوت برقرار مي كند . و معماري به طور كلي يك كيفيت جهاني پيدا مي كند.
پيشگامان جنبش مدرن معماري معاصر ايران
وارطان هاوانسيان ، گابريل گوركيان ، پل آبكار ، را در اوائل قرن حاضر يعني مصادف با تحولات عميق هنري و معماري اوائل قرن 20 موثرترين پيشگامان در عرصه جنبش معماري ايران دانست .
هر سه اين معماران با توجه به سوابق حضور ، تحصيل و نيز كار در اروپا و آموزش دست اول نزد اساتيد مطرح معماري مدرن ، پس از بازگشت به ايران و در روند تحولات دو دهه اول قرن ( 1300 تا 1320 ) جزو توسعه دهندگان اصلي معماري مدرن ايران در معناي اصيل كلمه بودند .