آشنايي با معماري  هاي تك   در ايران

 

 

  گرايش به تكنولوژي در معماري معاصر 

«از نظر فرهاد احمدي ، هاي تك وجه تمايز نوعي از معماري است كه تلاش مي كند با حداقل استفاده از منابع طبيعي ، حداكثر امكانات رفاهي و تأمين زندگي انسان ها را در يك پوسته فراهم كند. براي استراكچر ساختمان از سبك ترين نوع مصالح استفاده مي شود. در هاي تك ، اقتصاد در كوتاه مدت مطرح نيست بلكه در يك استراتژي مطرح مي شود. به عنوان مثال ، استراكچر سنتي بيش از 30 درصد فضا را در بر مي گيرد ، اما در هاي تك مي توان آنرا به 10 درصد رساند ، در نتيجه مي توانيم از فضاي بيشتر و مصالح كمتري استفاده كنيم و اينها يك چرخه به هم پيوسته اند.

هاي تك يك روش معماري ، حتي زيباشناسي معماري به دنبال خود به وجود مي آورد و يك پرونده مجزا در معماري باز مي كند. هدف هاي تك اين است كه معماري مرغوب تر و پر استفاده تري را فراهم كنيد تا معماري كه هوس بازانه باشد، ممكن است در مرز ژرژ پمپيدو شماري از آرمان هاي معمار مطرح باشد مثلاً تاسيسات را بال برده است ، ولي وقتي نگاه مي كنيم فلسفه هايي پشت آن مي بينيم مثل پلان آزاد ، در نتيجه استراكچر را بيرون مي آورد تا فضا قابل بازيافت شود. اينجا استراكچر ممكن است قوي تر باشد ولي در عوض به ما اين امكان فوق العاده را مي دهد كه فضا را دگرگون كنيم در نتيجه فضا ، فرم هاي پيچيده نهايي ندارد. بلكه فرم كلي فضا و پوسته كلي اجازه ميدهد اتفاق دروني به صورت متفاوت و متعدد شكل گيرد. اين مسائل يك نوع شكل شناسي و شخصيت به هاي تك مي دهد ساختمان هاي تك شفاف تر و سبك تر مي شود ، اين ساختمان ممكن است در برابر طبيعت رفتارهايي از خود نشان دهد در دهه 70 سال هاي  اوليه فاستر ، راجرز و پيانو بيشتر در جستجوي جنبه هاي سازه اي ساختمان بودند و مي خواستند ساختمان را آزاد شفاف و سبك بكنند، جنبه حفظ انرژي آن زياد مطرح نبود. بعد از كمبود انرژي در دهه 70 ميلادي ، رفته رفته اين فكر به وجود آمد كه در دوره پست مدرن ساختمان ها به طرف نوعي فرم گرايي حركت كرده اند، چه پست مدرن هايي كه تاريخ گرا بودند و چه دوره دوم شان كه فرم گرا بودند. معماراني مانند ليبسكيند ، آيزنمن ، حديد ، بيشتر به دنبال اين بودند كه فرم هاي عجيبي را خلق كنند ، به طوري كه تكنولوژي به آنها كمك ميكند كه اين فرم ها را بسازند ، همچنين فرانك گري ، كه اگر ابراز ساخت نبود ، نمي توانست بيلبائو را بسازد ولي مفهوم امروزي معماري هاي تك در آن غالب نيست. معماري آلسوپ هم هاي تك است. البته به اين نوع هاي تك ها، اكوتك مي گويند ، كه نه تنها ساختمان از لحاظ ساختاري ـ كه مسئله مهمي است و حجم اصلي ساختمان را نگه مي دارد ـ مورد توجه قرار مي گيرد ، بلكه با محيط هم سازگار است و محيط را به نفع خودش به كار مي گيرد. در اينجا ممكن است مثل مركز ژرژ پمپيدو نباشد نوع زيباشناسي شان نيز متفاوت است ، ولي اهداف بيشتري در رابطه با تكنولوژي دنبال مي كنند.

 

در پایان ميتوان ساختمان هاي هاي تك را به دو نوع تقسيم كرد ، يك عده شكل ظاهري هاي را دنبال كرده اند ، ولي عده اي ديگر در آن تكنولوژي هم وارد شده است. اما بايد اين را مد نظر داشته باشيم كه همه اينها با تكنولوژي محدود داخلي ساخته شده اند و هيچ كدام هاي تك واقعي نيستند. ما هنوز از اتصالات خشك استفاده نمي كنيم. بدين معني كه ريخته گري نمي كنيم. اتصالات با ورق است و لوله ، كه آنها را برش و شكل مي دهيم. يك قطعه را ريخته گري نمي كنيم. مانند اتصالات در مركز ژرژ پمپيدو و بسياري از ساختمان هاي معاصر كه هنوز در ايران نمونه آن وجود ندارد ، زيرا در ايران دانش ، مشاوره و كارفرماي متخصص در اين زمينه نداريم. ولي اگر يك درجه پايين تر بياييم ، تلاشي به سوي هاي تك در حال شكل گيري است كه در تعدادي از پروژه ها اتفاق افتاده  به نوع دوم ذكر شده است.»

رضا هلي آبادي هم معتقد است : «در شرايط امروز ما ، انديشه خلق فضاي معماري ، جلوتر از ساخت و ساز پديدآورنده اين فضا پيش رفته است ، بنابراين دو راه پيش رو داريم: يك راه اين است كه ساده طراحي كنيم و با مصالح موجود و تكنولوژي در دسترس حركت كنيم ، ولي حرف هاي امروزي بزنيم. من در كارهاي مسكوني به همين روش عمل كرده ام. ولي به نظر مي رسد اين روش كافي نيست و ما احتياج به روش مكملي هم داريم و آن اين است كه بتوانيم از تكنولوژي روز استفاده كنيم و مادام كه امكانات آن در اينجا مهيا نباشد ، محقق نمي شود. ما امروز سازمان بهينه سازي مصرف سوخت در شورا  را داريم كه هر شب هم در مورد سوخت ، انرژي و تبادل حرارتي تبليغ مي كند. ولي هنوز اين امكان وجود ندارد كه يك معمار بتواند  يك معماري سازگار با مناسبات اقليمي براي يك ساختمان مسكوني يك طبقه اجرا كند ، چون تكنولوژي و جزئيات آن در بازار موجود نيست. امري كه مربوط به دهه 1970 اروپا و آمريكا است و بعد از 30 سال تازه فقط باب صحبتش در ايران باز شده و به همين دليل در طرح هاي ما كه معمولاً سعي ميكنيم جزئيات را با مصالح ببينيم ، گاه ظرف چند دقيقه حاصل ماه ها كار تيم طراحي دستخوش تغيير مي گردد.»

 ساختمان ميلاد

 

 

«اين ساختمان براي نمايشگاه بين المللي طراحي وساخته شده است. زمان شروع ساخت تا افتتاح آن 70 روز مي باشد. محور اصلي اين طرح روش هايي با امكان سرعت بخشيدن به ساخت در عين كنترل هزينه مي باشد.

كامران افشار نادري توصيف جالبي ازاين پروژه دارد، به اعتقاد او پروژه عليزاده يكي از پروژه هاي نادري است كه در ضمن ايجاد حس تعلق به مكاني كه در آن بنا شده به نمونه هاي خوب جهان نيز بسيار نزديك است. او به جاي سعي در تحميل الگوهاي نمايشي و نمادين تاريخي به گونه كاملاً آشكاري ايده هاي اصلي كارش را از موضوع پروژه و مسائل آن اتخاذ كرده است. مسائلي از قبيل تأسيسات ، سازه نياز به سرعت در اجرا و سيركولاسيون ، نه تنها به خوبي حل و فصل بلكه در فرايند طراحي به اصطلاح شكل زا و دستمايه اتخاذ راه حل هاي صحيح نظير ستون هاي استوانه اي ، اتصالات پيچ و مهره اي سقف خرپايي ، كف هاي فلزي و ديوار خارجي پرده اي تبديل به ارزش هايي شده و زيباشناسي ساختمان را تعريف كرده اند، نتيجه تعادل ظريفي بين سه مقوله ويتروويوسي ايستايي ، كارايي و زيبايي است.

در اين بنا ارتباط بين سه سيستم معماري ، سازه و تأسيسات به خوبي حل شده و هيچ گونه تضادي بين كل و جزء ـ بي ساختار كلي و جزئيات ساختمان ـ وجود ندارد. اگر ساختمان محصول سرعت مونتاژ است ، ليكن فرم كلي بنا كاملاً يكپارچه و منسجم است.»

 سفارت ايران در سئول

 «ساختمان سفارت ايران و محل اقامت سفير اين كشور صورت به منحصر به فردي طراحي شده اند در حالي كه فضاي داخلي آن به صورتي طراحي شده كه با قيد و بند هاي  طراحي محدود شده اند.

بسيار واضح است كه معمار با اتكا به تحليل هاي زمينه موجود ، ساختمان را بر اساس درك شخصي خود از فرهنگ ، محيط ، سنت و آداب و رسوم ايراني طراحي كرده است.

ساختمان سفارت ايران و محل اقامت سفير بر اساس يك تعبير اسطوره اي از نور ، طراحي شده است كه شامل چهار عنصر پاسيو ، آتريوم ، فضاهاي بسته و باز است.»

«در اين ساختمان از لحاظ ساختاري از مصالح معاصري چون فولاد ، شيشه و بتون نمايان استفاده شده است ولي در واقع پرده توري فولادي كه در جلوي ورودي قرار دارد ، الهام گرفته شده از پرده هاي ورودي ايوان هاي سنتي ايراني است كه آنرا بالا مي زنيم و وارد مي شويم و ديوارهاي صلب هم مي تواند همان ديوارهاي خشتي و آجري سنتي ايراني تعبير شود.

آتريوم مركزي اين ساختمان شفاف و حتي راهروها هم كف شيشه اي دارند، در اين پروژه آسانسور شفافي مي بينيم كه از تاريكي داخل پاركينگ بالا مي آيد و وارد گودال باغچه اي شده و به همكف آمده و وارد آتريوم معلق مي شود و در طبقه آخر متوقف مي شود.

اين ساختمان ورودي هاي متعددي دارد ، از جمله : ورودي تشريفاتي ، ورودي ماشين ، كه با آسانسور به پاركينگ مي رود. ورودي تشريفاتي وارد گودال باغچه مي شود ، به جاي اينكه فضاهاي تشريفاتي در بالاي ساختمان قرار داشته باشد ، در پايين ساختمان و دور گودال باغچه چيده شده اند.

در بالاي اين برج ها دوبلكس هايي ايجاد شده كه يكي از آنها اتاق سفير است. در اين برج ها نور از بلا به پايين آمده و حس جالبي را ايجاد مي كند.»

 ساختمان اداري فرشته

 

 «اين بنا براي كاركردهاي تجاري ، اداري و مسكوني در دو بلوك و با فاصله از اضلاع كج و معوج زمين شكل گرفت تا ساختمان «شهري» و بستر سبز طرح با حفظ درختان موجود ممكن شود.

بلوك اول با ارتفاع چهار طبقه با نماي کاملاً شيشه اي در اطراف ، با فاصله و درون سازه فلزي مهاربندي شده قرار گرفت تا حس سبكي و تعليق آن افزايش يابد، پلان ها در درون دو بلوك بيضي و مربع ، آزاد و بدون تقسيم بندي در نظر گرفته شده اند.

طبقه همكف اين بخش ، كه هم سطح خيابان در نظر گرفته شده با دروازه هايي از سنگ گرانيت سياه و با يك سايبان مواج از فلز سوراخ دار از طبقات ديگر جدا شده تا كاركرد متفاوت آن را بيان كند.

اين سايبان در اطراف بلوك شيشه اي از بالا با ميله هايي آويزان شده است كه در عين حال نگهدارنده ريل نردبان شستشوي شيشه ها هم هست.

بلوك با ارتفاع بيشتر با نماي سيماني ، به شكل حجمي با پلان بيضي است كه قطر آن موازي ضلع شمالي مورب است كه با  توالي يكنواخت در عرض و ارتفاع سوراخ شده تا پنجره ها كوچك اما متعدد در آن تعبيه شود. اندك بودن شفافيت اين بخش به دليل محدود كردن اشراف صورت گرفته است.

دو حجم به واسطه يك هسته فلزي  ، كه در آن پله گرد فلزي ، آسانسور پارانواميك شيشه اي ، پل ارتباطي واحدها ، كانال هاي عمودي تأسيسات ، هواساز واحدها و بالابرده ، آبدارخانه ها و سرويس ها در وسط و همچنين شبكه سازه فلزي مهاربندي شده در بيرون قرار دارند به هم متصل شده اند».

«استراكچر ساختمان همان استراكچر نمايان بيروني است و دو پوسته است ، يك ديوار پرده اي است كه براي اولين بار در ايران اجرا شده است. سيستم هاي خاصي براي اجراي آن پيش بيني شده و شيشه ها با ارتفاع يك طبقه ساخته شده اند و پوسته دروني آن يك پوسته چوبي دارد ، كه بسته مي شود. قسمت بتوني ، كه به مجاورت با همسايه و ارتباط شهري و درختان دور كدر شده اند، زون مركزي فلزي ، آسانسور شيشه اي و سرويس ها و تأسيسات از قسمت مركزي عبور مي كنند و بياني مطابق رويكرد هاي تك دارد.

 سركنسولگري ايران در هرات

 

«اين ساختمان قرار است كه نماينده كشوري با معماري كهن در سرزميني كه هنوز زمان مديدي از جدايي اش از ايران
 نمي گذرد باشد ، سرزمين كه در غبار سطحي اش ، ريشه ها و بنيان هاي فرهنگ ايران را مي توان يافت. اين نگاه به شكل گيري انديشه اي در طرح انجاميده كه سعي دارد در سطحي پايين تر از سطح بيرون حياط ها را بر يافته و آثار به جاي مانده از سرزمين مادري پديد آورده و بناي خويش را بر آن استوار سازد.

طرح اين مجموعه تشكيل شده از بنايي است كه در ميان دو حياط قرار گرفته است و محوري پياده اين سه عنصر متوالي را به يكديگر متصل مي نمايد. حياط اول با  كه در ضلع جنوبي واقع شده با سنگ نگاره هاي قديمي خود ياد سرزمين كهن را زنده مي كنند. ضلع جنوبي اين حياط به نمازخانه اختصاص يافته است و عابريني كه از كنار مجموعه مي گذرند ، نگاهشان از روي آبنمايي كه بر بام نمازخانه فرش شده عبور نموده و از شكاف ميان دو ساختمان گذر كرده و به درخت سروي كه در ميان حياط شمالي با حصار معرفت قرار گرفته دوخته مي شود و آن را چونان هدفي براي خود محفوظ مي دارد. ساختمان اصلي مجموعه كه در ميان جداره هايي از آجر گري خود را از شرايط نامساعد جوي مصون داشته ، به دو بخش اصلي تقسيم مي شود.

بخش غربي كه وظيفه ي حافظت بنا از بادهاي نامطلوب را بر عهده دارد به عملكردهاي خدماتي و بخش شرقي عملكردهاي اصلي و اداري مجموعه سركنسولگري را در خود جاي داده است.

دو باغ شرقي و غربی هم عملكرد خصوصي تري دارند ، فضايي را فراهم آورده اند كه بنا در آرامشي از هياهوي شهر بر بستر خويش استقرار يابد.»

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 18:58 توسط میثم
عکس گيگ | آپلود عکس رايگان